به وبلاگ طلوع بامیان خوش آمدید. طلوع بامیان کوشش می‌کند تا مطالب جالب، خبرهای تازه، گزارش های بی طرف ومطالب مفید را به شما عزیزان ارایه کند.

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

سایت خدماتی بیست تولز


خبرنگار کیست؟
خبرنگار کسی است که با اتکا به ذوق و استعداد شخصی، پس از گذارنیدن دوره آموزش تخصصی وهمچنین با توجه به مسئولیت اجتماعی که این حرفه بر عهده او می گذارد، وظیفه کسب، تهیه، جمع آوری وتنظیم اخبار وانتقال آنها را از  طریق وسایل ارتباط جمعی (مطبوعات، رادیو، تلویزیون وخبرگزاری) به مخاطبان بر عهده دارد.طبق اعلامیه سازمان یونسکو، خبرنگاران باید کوشش کنند تا اخباری که در اختیار عموم می گذارند صحیح ، دقیق و معتبر باشد ودر صحت اخباری که به دست می آورند، تحقیق و تعمق کنند .خبرنگاران نباید حقیقتی را عمداً تحریف یا مخدوش کنند ونیز هیچ نوع مطلبی را نباید از نظر مردم مکتوم نگهدارند .

خبر چیست؟

- خبر گزارشی از واقعیت هاست، ولی هر واقعیتی را نمی توان خبر نامید.

- خبر پیامی است که احتمال صدق و کذب در آن وجود دارد.
- خبر الزاماً گزارش رویدادهای جاری (تازه ها) نیست، ممکن است واقعه ای که سالها قبل رخ داده، با نمایان شدن اطلاعات تازه ارزش خبری پیدا کند. ( اخبار مربوط به اکتشافات باستان شناسی، عملیات جاسوسی و...)
- خبر، رویدادی است که قرار است اتفاق بیافتد اما هنوز رخ نداده است.( خبر مربوط به مسافرت ها، ملاقات ها، کنفرانس ها و...)
- رویدادی که برای یک نفر یا گروهی ارزش خبری دارد، برای دیگری یا گروهی دیگر ممکن است بی اهمیت باشد.
با گذشت سالها تحقیق در زمینه خبر، هنوز سئوال "خبر چیست؟" وجود دارد، ظاهراً اشکال عمده، نداشتن یک تئوری جامع و مانع بوده است که بتواند اخبار را صرف نظر از موضوعهای مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و...در بر بگیرد.
 

کاملترین تعریف خبر:
خبر، گزارش علمی از واقعیت ها است که یک یا چند ارزش خبری داشته باشد وتحت تاثیر عوامل درون سازمانی (خبرنگار، مدیر، سردبیر، سیاست های نشریه و...) و عوامل برون سازمانی (مردم و مخاطبان، صاحبان آگهی ها، گروههای فشار و قوانین ومقررات مطبوعاتی) شکل گرفته باشد.

عناصر خبری:

عناصر شش گانه خبر : که کي کجا چه چرا چگونه

يک خبر درست بايد داراي عنصرهاي شش گانه فوق الذکرباشد و بايد دقت کرد که مخاطب بتواند پاسخ به اين پرسشها را خود بيابد.
که : نشان دهنده انسانها ، جانوران ؛، سازمانها و يا چيزهايي است که در رويداد حضور و يادخالت دارند و يا رويداد به گونه اي باآنان در ارتباط است .
کي : نشان دهنده زمان وهنگام رويداد است
کجا : نشاندهنده مکان رويداد است که علاوه بر موقعيت محل بايد فاصله آن را با نقاط مهم ديگر ( مرکز ولایات، مرکز کابل، ولسوالی های بامیان ...) بيان کند.
چه : نشاندهنده مووضع آنچه که رويداد را تشکيل مي دهد است.
چرا : نشاندهنده انگيزه است که پديد آورنده رويداد مي باشد.
چگونه :نشاندهنده چگونگي رويداد است و ترتيب و کيفيت آن را مشخص مي کند نکته مهم اين که بايد درمتن خبر درباره عناصر خبري نهفته درخبر توضيخ مناسب و شايسته داده شود و درصورتي که يکي ازعنصرهاي خبر مورد ترديد و يا ابهام باشد  کمبود را درخبر نشان می دهد. مثلا عنصر چرایی حادثه بسیار مشکل است که زود فهمیده شود چون بخاطر سرعت نشر خبر وقت کافی پیدا نمی شود که دنبال علت و انگیزه حادثه بگردیم و چون این عنصر در خبر گم است آنگاه دنبال تهیه گزارش از این حادثه می رویم تا چرایی که در خبر گم بود پیدا کنیم.
 

ارزش  خبری چیست؟

١  در برگیری : رویدادی که بر تعداد زیادی از افراد تاثیر مثبت یا منفی بگذارد .
مثال:   بیش از صدها خانواده ولایت کندز ترک کردند.

٢ شهرت: اشخاص ،اشیا ونهادهایی که بنا به دلایلی شهرت دارند، دارای ارزش خبری هستند.
به طور مشخص اینکه هر کس یا چیزی به محض اینکه اسمی از آن می آوریم تصویری در ذهن ما از آن شکل بگیرد.
مثال: حامد کرز ریس جمهور پیشین با مقامات ناتو در کابل دیدار کرد.
٣  برخوردها ودرگیری ها: درگیری ها در بین انسانها ،طبیعت وانسان وبر عکس (جنگ ،زلزله وتصادف) از جمله این ارزش خبری هستند.
مثال:شمار قربانیان در گیری های لیبی به ٨۴تن رسید.
۴ عجیب واستثنا: این ارزش خبری همه رویدادهای عجیب را در بر می گیرد.
مثال: یک گروه سارق سابقه دار در انگلستان با حمله به یک مرد جوان ابتدا اورا مورد ضرب وشتم قراردادند ،سپس باکندن گوشش، اورا مجبوربه خوردن آن کردند. 
۵ فراوانی ومقدار: حتما بحث عدد درمیان است ، هر اندازه اعداد بیشتر باشد ارزش خبری بالا تر است.
مثال: قرار است بیش از چهارصد واحد مسکونی در مرکز بامیان ساخته شود.
۶  مجاورت: این ارزش خبری در  ٢نوع جغرافیایی ومعنوی مطرح است .
مجاورت جغرافیایی : ماننداتفاقات شهرها،مناطق وکشورهای مجاور که همیشه این رویدادها به خاطر امکان تاثیری که می تواند بر ما داشته باشد دارای ارزش خبری هستند.
مثال: پاکستان مالیات تجاری خود را بیشتر می کند.
این حادثه می تواندتاثیرات مختلفی در افغانستان بگذارد،پس برای ما ارزش خبری دارد .
مجاورت معنوی:این مجاورت اشتراکات فرهنگی ومعنوی را در بر می گیرد.
مثال: حمله گروه داعش بر امکاین مقدس شعیان در سوریه.
این خبر از آن جهت برای ما ارزش خبری دارد که ملت ما با این کشوراشتراکات دینی زیادی دارد.
البته یک خبر می تواند همزمان  مجاورت جغرافیایی ومعنوی داشته باشد.
مانند خبر پاکستان که با ما  هم مجاورت جغرافیایی وهم مجاورت معنوی دارد
٧  تازگی: هر اندازه که فاصله وقوع خبر با مخابره آن نزدیک تر باشد، این خبر ارزش خبری تازگی دارد. انتشار دیر خبر موجب از دست رفتن مخاطب می شود.
مثال: شهر کندز ساعت پیش به گونه کامل به تصرف نیروهای دولتی در آمد 

 
‌اصول خبر نويسي :

  -    مفاهيم اساسي خبر نويسي عبارتند از درستي ، روشني و جامعيت خبر
2-    خبر بايد درست ، کامل ، ساده ، روان و به زبان مردم عامي و درجمله هاي کوتاه نوشته شود.
3-    خبر بايد فاقد واژه ها و عبارتهاي دشوار ودور از ذهن باشد.
4-  خبر بايد بيشترين اطلاعات رادرکوتاه ترين متن ارايه کند تاعلاقه مندان درکمترين فرصت بيشترين بهره را ازآن ببرند.
5-  خبر بايد به گونه اي تنظيم شود که بخشهاي مختلف آن (تيتر و ليد ومتن )‌با يکديگر هماهنگي وتطابق لازم راداشته باشند.
6-    خبر بايد اطلاعات  مورد نياز خوانندگان را دربرداشته باشد
7-    درخبرنبايد پاراگراف ها را با يک عبارت تکراري اغاز کرد
8-  به هنگام به کاربردنام افراد ، سازمانها درخبر آنچه مهم است آگاهي مخاطب از مقام و مليت و جنسبت فرد است و دانستن نام و نام خانوادگي براي مخاطب ارجحيت ندارد و براي آنکه شناسايي بخوبي صورت گيرد بايد در بار اول بتتريب به نام ونام خانوادگي مقام اجتماعي و نام کامل سازمان اشاره شود ودر پاراگرافهاي بعدي باتوجه به متن خبر از مشخصات بعدي استفاده کرد.
9-  درخبر بايد از کاربرد عنوانهاي تحصيلي ( دکتر ، مهندس ) عنوانهاي آداب منشانه ( آقا ، خانم ،‌ ،‌جناب ) خودداري شود.
10-براي تهيه ونگارش يک خبر خوب وکامل تکيه برحافظه کافي نيست بلکه از آغاز تاپايان تهيه گزارش بايد يادداشت برداري شود و پس از دوباره خواني ،‌تکميل واصلاح متن ، خبر بصورت دقيق تنظيم گردد.
11-براي تهيه خبرهاي کامل ، جامع و تازه بايد همواره بامردم درتماس بود و نيازهاي جامعه را شناخت
12-همواره پس از تنظيم خبر بايد دوباره خواني خبر صورت گيرد تاهرگونه ابخام احتمالي رفع شده و ازجامع و کامل بودن و صحيح بودن خبر اطمينان حاصل شود.
13- نويسنده خبر بايد به دستور زبان و آيين نگارش فارسي مسلط و با فرهنگ  جامعه آشنايي کامل داشته باشد.
14-براي موفقيت  درعرصه خبر نويسي نويسنده خبر بايد آگاهي هاي سياسي ، فرهنگي ، اجتماعي ، اقتصادي و ديني خود را افزايش دهد.
15- توجه به تازگي واهميت سرعت درتهيه خبر و از ضروريات حرفه خبرنگاري است ولي بهانه سرعت درکار توجيه مناسبي براي بي دقتي درنگارش خبر نيست
16- مشاهده غلط املايي و انشايي درخبرنويسي به هيچ وجه پذيرفتني نيست.
17- نامهاي خارجي ، نامهاي خاصر ، عبارات علمي ونقل قول از ديگران را درمتن خبر بايداخل گيومه نوشت.
18- درنگارش نامهاي خاص وعام بويژه اسامي خارجي دقت درنگارش شرط لازم ويکسان نويسي نامها شرط کافي است.
19-خبرهاي جالب ازرويدادهايي که به نظر ديگران عادي وکم ارزش  مي آيند به وجود مي آيد.
20- هرچه اهميت موضوع خبر بيشتر وهراندازه علاقه متقاضيان براي آگاهی ازخبر بيشتر باشد بايد خبر را مشروح تر نوشت.
21- خبر نادرست به جاي پاسخ گويي به نياز متقاضيان چند پرسش جديد را مطرح کرده وآنها را نيز بي پاسخ    مي گذارد.
22-رفتار شايسته و منطقي وآراستگي ظاهري هنگام تهيه خبر تاثير بسياري بر روي منبع خبر دارد.
23-فرد حقيقي و يا حقوقي که خبر از او سرچشمه مي گيرد را منبع خبر مي گويند.
24- تاحد امکان درخبر بايد به نقل قول مستقيم پرداخت و بايد تلاش کرد تا انتقال مفهوم پيام و مطلب برمنبع خبر استوار شود.
25- سابقه خبر يعني توضيخ دادن درخصوص گذشته و پيشينه خبر که معمولا در پاراگراف آخر و پس از ارايه مطالب جديد مي آید ذکر اين سابقه کمک شاياني در درک بهتر خبر براي مخاطب خواهد داشت و براي اتصال سابقه به منتن خبر از واژه هاي کليشه اي نظير گفتني است ، شايان ذکر است استفاده مي شود.
26-درنگارش خبر بايد مقياس هاي متري ، ميزان و بهاي کالاها ،‌درجه ها و درصدها ،آمارها ،‌رتبه ها ، ساعت و تاريخ ، روزها و صفحه کتابها ومانند آن را بايد با عدد نوشت .
27- شماره يک وکسر کمتر از يک را بايد با حروف نوشت ( شماره هاي 2 تا 10 را مي توان هم با حرف وهم به اعدد نوشت )
    28  - رعايت نشانه گزاري فارسي درتنظيم ونگارش خبر الزامي است.  


 قواعد تيتر نويسي:

29- تيتر جوهره و روح خبر وماندگارترين قسمت خبر درذهن مخاطب است و بايد خلاصه مهمترين مطالب خبر  باشد تيتر نويسي يکي از فني ترين، حرفه اي ترين و درعين حال شيرين ترين کارهاي تهيه خبر است. تيتر اگر اصولي و با علم به ويژگيهاي مخاطب و متناسب با موضوع انتخاب شود مي تواند بسياري از مخاطبين بي تفاوت نشريات را نيز جذب کند.
30- تيتر جمله اي است که درخلاصه ترين شکل ممکن قصد دارد پيامي مرتبط با متن خبر را به مخاطب منتقل کند.
31- ازتکرار کلمات درتيتر بايد خودداري شود همچنين درتيتر ازکاربرد واژه هاي اضافي و توضيحي بايد خودداري کرد.
32- تيتر بايد به گونه اي باشد که درآن به اندازه نياز و فقط به مهمترين عناصر شش گانه خبري اشاره شود.
33- درنگارش تيتر بايد از واژه هاي آشنا و رسا استفاده کرد.
34-تيتر بايد حتي الامکان با فعل به پايان رسيده وداراي مفهوم باشد.
35- درتيتر نياز به نقطه گذاري درپايان جمله نيست؛ ولي به کاربردن علايم سجاوندي درداخل تيتر اشکالي ندارد.
36- تيتر بايد کوتاه ، جامع و مانع ، مختصر و مفيد ، منطبق و همانگ با خبر، جاذب و جالب، روشن و دقيق، روان و رساء و بدون ابهام باشد.
37-تيتر نبايد مبهم و شعاري باشد همچنين ازنگارش تيتر سوالي و منفي بايد بايد پرهيز کرد.
38- درتيتر بايد باکمترين واژه ها بيشترين معني ، مفهوم و پيام را بيان کرد.
39- تيتر بايد به گونه اي باشد  که نوع ، موضوع و ارزشهاي خبري را بيان کند.
40- تيتر حتي المقدر نبايد با قيدهاي زمان ومکان شروع شود.
41- تيتر راب ايد پس از تنظيم خبر نوشت.
  

 قواعد ليد نويسي :

42- ليد خلاصه مهمترين بخش خبر است جالب ترين و پرهيجان ترين موضوع تازه ترين  رخداد و محکم ترين بخش خبر را بايد باکلمات جذاب، بديع، جاندار، قاطع و هيجان انگيز درليد خبر نوشت.

43- درتهيه وتنظيم خبر، مهمترين کار نوشت مقدمه يا ليد بصورت خلاصه و فشرده است درواقع ليد چيزي نيست جزء همان چند جمله اول خبر که هدايت گر مخاطب به درون خبر است.
44- ليد بايد کوتاه، درست و رسا باشد هرچه ليد کوته تر باشد جذاب تر است ليد خوب حد اکثر بين 10-15 کلمه است.
45- از ذکر مطالب مبهم وکلي و کم اهميت و جزيي در ليد بايد خودداري شود.
46- نام ونام خانوادگي افراد رادرصورتي درليد ذکر مي کنيم که مخاطب بتواند مسئوليت و نقش او را در ذهن مجسم کند درغير اين صورت براي معرفي افراد در ليد بايد از مسئوليت و سمت و ديگر خصوصيات مربوط استفاده کرد.
47- درليد بايد تا حد امکان سعي شود به عناصر شش گانه خبري پاسخ داده شود.
48- در ليد نبايد شک وترديد درموضوع خبر رسوخ نمايد وهمچنين ازمجهول نويسي درليد بايد پرهيز کرد.
49- جز درموارد استثنايي نبايد ليد را بازمان ومکان شروع کرد.
50- نتيجه واقعه يا رويداد تاحد ممکن بايد در ليد آورده شود.

تعریف اجزای خبرمکتوب:

برای اخبار مکتوب یاخبر نوشتاری معمولا هفت شاخص  ارزش خبری، سندیت، نگارش، تنظیم، جامعیت، ویرایش و تأثیر گذاری  تعیین شده است که به ترتیب هر یک ازاین شاخصها  را تعریف می کنیم.
1- ارزش خبری: همان  معیارهای  گزینش رویدادهاست .خبرهایی که دارای  ارزش های خبری مانند  در برگیری، بزرگی، مجاورت معنوی یا جغرافیایی، شهرت،عجیب یا استثنایی بودن، برخورد و باشند و قابلیت  انتشار  و پخش دارند . در اینجا  منظور  از ارزش خبری استنباط  این موضوع  است  که اصولاً  رویدادی که از آن  خبر می سازیم  ارزش آن را دارد  که در بخشهای  مختلف خبر محلی رادیو و تلویزیون مطرح شود.
2- سندیت: این شاخص ناظر  به اعتبار منبع در کار خبر و خبر رسانی  است و منظور این است  که اطلاعات ارائه شده  درباره موضوع از منابع خبری  رسمی، موثق و مرتبط نقل شده باشد.            
3- نگارش: این شاخص ناظر به جنبه های  ادبی  و دستوری  خبر است . خبر باید با رعایت  کامل اصول خبر نویسی و دستور زبان فارسی  به دور از پیچیدگی ها، تعارف ها، تکلف  ها و تعابیر   نامأنوس نوشته شود. بطور کلی   در شاخص  نگارش به ساده نویسی، روان  نویسی و درست نویسی  خبر به گونه ای که برای  همگان  قابل فهم  باشد توجه  میشود .
4- تنظیم  :‌این  شاخص  ساختار فنی  و تکنیکی خبر   را بررسی  و اندازه گیری می کند  و منظور  آن است  که خبر باید دارای ساختار   مناسب و فراگیر باشد  و بخشها و اجزا آن به ترتیب  اهمیت  و ارزش  اطلاعاتی تنظیم شود. بطور کلی ساختار  خبر باید از توالی منطقی  برخوردار باشد و چینش اجزا آن از مبانی تخصصی  و منطقی پیروی کند. به عبارت  دیگر در شاخص  تنظیم، ساختار  خبر از نظر  عنوان، لید  ،‌متن و نتیجه  گیری  و سابقه  آن  ارزیابی می شود.
5- جامعیت: این ویژگی در خبر تا آنجا مورد نظر است  که پس از  انتشار خبر یا گزارش در خصوص موضوعی خاص  سئوالی دربارة آنچه که مطرح شده است  برای مخاطب  باقی نماند ضمن  اینکه اطلاعات غیر مرتبط و اضافه هم نداشته باشد. به عبارت دیگر شاخص جامعیت، میزان  پاسخگویی خبر را به شش عنصر خبری چه کسی ،کجا ، کی ، چه ،‌چرا و چگونه مورد سنجش قرارمی دهد .
6-ویرایش: منظور از ویراستاری خبر اعمال  نظر پس از نگارش درست آن و انتخاب واژگان مناسب به اقتضای موضوع خبر  و با توجه به بار معنایی و تخصصی  کلمات  است بگونه ای  که در خبر کلمات  و جملات متناسب با موضوع  و با رعایت  اصل ایجاز  و اختصار آورده شود.
7-تأثیر گذاری: خبر  باید به گونه ای  تهیه و تنظیم  و پخش شود  که علاوه  بر  افزایش دانش و اطلاعات و تامین علایق خبری مخاطب  در نگرش و بینش  او نیز  تغییراتی ایجاد کند. در واقع میزان تأثیر گذاری  خبر به غنای  اطلاعاتی وجهت گیری  تبلیغاتی آن بستگی  دارد.
  
سبک های ارایه خبر:

سبک های زیادی در خبر نویسی ارایه شده است که مشهور ترین آنها همین سه سبک است: 

1 سبک حرم وارونه
2 سبک تاریخی
3 سبک تاریخی همرا با لید



 
 

خلاصه روز شمار وقایع 10 روز محرم

قصر بنی مقاتل... چهارشنبه اول محرم الحرام سال 61 هجری قمری


* گروهی از اهل کوفه در این منزلگاه خیمه زده بودند. حضرت از آنها پرسید: ایه به یاری من می آیید؟ بعضی گفتند: دل ما رضایت به مرگ نمی دهد و بعضی دیگرگفتند: ما زنان و فرزندان زیادی داریم. مال بسیاری از مردم نزد ماست و خبر از سرنوشت این جنگ نداریم، لذا از یاری تو معذوریم.
* حضرت به جوانان امر کرد که آب بردارند و شبانه حرکت کنند. امام(ع)همانگونه که سوار بر مرکب بود، مختصری به خواب رفت. پس از بیداری کلمه ی استرجاع(انا لله و انا الیه راجعون) را تکرار می کرد.« علی اکبر جلو رفت و علت را جویا شد؛ حضرت فرمود: اسب سواری جلو من در خواب ظاهر شد و گفت: این قوم شبانگاه در حرکت است و مرگ به استقبالشان می آید.» علی اکبر گفتپدرم! ایا ما بر حق نیستیم؟» حضرت فرمود:« سوگند به خدا که ما بر حقّیمعلی اکبر گفت:« پس ما را باکی از مرگ نیست.» امام فرمود:« خدا تو را جزای خیر دهد.»
* حسین(ع) در این منزل به عبیدالله جعفی چنین فرمود:
پس اگر ما را یاری نمی کنی خدای را بپرهیز از این که جزو کسانی باشی که با ما می جنگد. سوگند به خدا اگر کسی فریاد ما را بشنود و ما را یاری نکند، خدا او را به رو در آتش می افکند 
.
نینوا ( و کربلا)... پنج شنبه دوم محرم الحرام سال 61 هجری قمری

 نینوا جایی است که حرّ دستور یافت حضرت را در بیابانی بی آب و علف و بی دژ و قلعه فرود آورد. امام(ع) برای اقامت در محل مناسبتری، به حرکت خود ادامه داد تا به سرزمینی رسید. اسم آنجا را سئوال فرمود؛ تا نام کربلا را در جواب شنید، گریست و فرمود:« پیاده شوید، اینجا محل ریختن خون ما و محل قبور ماست. و همین جا قبور ما زیارت خواهد شد، و جدّم رسول خدا چنین وعده داد.» سپس اصحاب امام(ع) پیاده شدند و بار و اثاثیه را فرود آوردند. سپاه حرّ نیز در ناحیه ی دیگری در مقابل امام اردو زدند.
حضرت(ع) اهل بیت خود را جمع کرده، نظری بر آنها افکند و گریست. سپس فرمود:« خدایا! ما را از حرم جدّمان راندند، و بنی امیه در حقّ ما ستم روا داشتند. خدایا! حق ما را از ستمگران بستان و بر دشمنان پیروز گردان«.
عبیدالله بن زیاد نامه ای بدین مضمون برای حضرت نوشت: خبر ورود تو به کربلا رسید. من از جانب یزید بن معاویه مأمورم سر بر بالین ننهم تا تو را بکشم و یا به حکم من و حکم یزید بن معاویه باز ایی! والسلام. امام(ع) فرمود: این نامه را جوابی نیست! زیرا بر عبیدالله عذاب الهی لازم و ثابت است.
امام حسین(ع) چون نامه ی ابن زیاد را خواند، فرمود:
رستگار نشوند آن گروهی که خشنودی مردم را با غضب پروردگار خریدند.(خشنودی مردم را بر غضب خدا مقدم داشتند)
کربلا....جمعه سوم محرم الحرام سال 61 هجری قمری
عمر بن سعد با لشکری چهار هزار نفره از اهل کوفه وارد کربلا شد. برخی نوشته اند: قبیله ی عمر بن سعد(بنی زهره) نزد او آمده و او را سوگند دادند تا از این کار(داوطلب جنگ با امام حسین(ع) شدن) بر حذر باشد تا باعث دشمنی میان آنها و بنی هاشم نگردد. از طرفی یکی از دو فرزندش به نام حفص او را به مقاتله با امام حسین(ع) تشویق می نمود و دیگری او را بر حذر می داشت. لذا حفص همراه پدر برای جنگ با حسین(ع) به کربلا آمد.
* عمر سعد شخصی را نزد حضرت فرستاد تا از علت آمدنش به این سرزمین جویا شود. حضرت فرمودمردم شهر شما به من نامه نوشته و مرا دعوت کرده اند و اگر از آمدنم ناخوشنودید باز خواهم گشت!» عمر بن سعد تا از پیام امام(ع) مطلع گشت، گفتامیدوارم خدا مرا از جنگ با حسین برهاند
سخن امام حسین(ع) هنگام ورود به کربلا
مردم بندگان دنیا هستند و دین آنها جز سخن بر زبانشان نیست. تا آنگاه که زندگیشان بچرخد، دنبال دین می روند. و هرگاه بنای امتحان و آزمایش پیش اید، دینداران بسیار اندک می شوند.
کربلا....شنبه چهارم محرم الحرام سال 61 هجری قمری
عبیدالله بن زیاد در مسجد کوفه مردم را چنین خطاب کرد:
«ای مردم! خاندان ابوسفیان را آزمودید و آنها را چنان که می خواستید یافتید! و یزید را می شناسید که دارای رفتار و روشی نیکوست که به زیردستان احسان می کند و بخشش های او بجاست! و پدرش نیز چنین بود! اکنون یزید دستور داده تا بین شما پولی تقسیم نمایم و شما را به جنگ با دشمنش حسین بفرستم». سپس دستور داد در تمام شهر ندا کنند و مردم را برای جنگ آماده ی حرکت سازند.
شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار جنگجو، یزید بن رکاب با دوهزار جنگجو، حصین بن نمیر با چهار هزار جنگجو، مضایر بن رهینه با سه هزار جنگجو، و نصر بن حرشه با دوهزار جنگجو برای جنگ با حسین(ع) اعلام آمادگی کرده و حرکت به سوی کربلا را آغاز کردند.
امام در پاسخ قیس بن اشعث که سفارش به بیعت با یزید می کرد، فرمود:
« نه به خدا سوگند، دست ذلت در دست آنان نمی گذارم و مانند بردگان از صحنه ی جنگ با آنان فرار نمی کنم 

.
 
کربلا....یکشنبه پنجم محرم الحرام سال 61 هجری قمری
نیروهای پراکنده در سطح شهر کوفه کم کم جمع شده و به لشکر عمر بن سعد می پیوندند. نوشته اند: شیث بن ربعی با هزار سوار به سوی کربلا روان شد.
عبیدالله عده ای را مأموریت داد تا در مسیر کربلا بایستند و از حرکت کسانی که به قصد یاری حسین(ع) از کوفه خارج می شوند، جلوگیری کنند.
چون گروهی از مردم می دانستند که جنگ با امام حسین(ع) در حکم جنگ با خدا و پیامبر است، در اثنای راه از لشکر دشمن جدا شده و فرار می کردند. نوشته اند: فرماندهی که از کوفه با هزار جنگجو حرکت کرده بود، چون به کربلا رسید، سیصد یا چهارصد نفر همراه او بودند و بقیه چون اعتقادی به این جنگ نداشتند، اقدام به فرار می کردند.
از سخنان امام حسین(ع) با سپاه دشمن
« هیهات ما تن به ذلت نخواهیم داد. خدا و رسول او و مؤمنان هرگز برای ما ذلت و خواری را نپسندیدند. دامنهای پاکی که ما را پرورده است و سرهای پرشور و مردان غیرتمند هرگز فرومایگان را بر کشته شدن مردانه ترجیح ندهند.
کربلا....دوشنبه ششم محرم الحرام سال 61 هجری قمری
عمر بن سعد نامه ای را از عبیدالله دریافت می دارد که مضمون آن چنین است: من از لشکر سواره و پیاده چیزی را از تو فروگذار نکردم، و توجه داشته باش که مأمورانی سپرده ام تا هر روز وضعیت را به من گزارش کنند.
حبیب بن مظاهر از حضرت اجازه می گیرد تا نزد طایفه ای از بنی سعد که در آن نزدیکی ها زندگی می کردند رفته و آنان را به یاری فرا خواند، حضرت اجازه دادند. حبیب نزد آنها رفت و گفت:« امروز از من فرمان برید و به یاری حسین(ع) بشتابید تا شرف دنیا و آخرت از آن شما باشد». تعداد 90 نفر به پا خاستند و حرکت کردند، اما در میان راه با لشکر عمر بن سعد برخورد کردند و چون تاب مقاومت نداشتند، پراکنده شده و برگشتند. حبیب به نزد حضرت رسید و جریان را تعریف نمود. حسین گفت:« لا حول و لا قوه الا بالله»
نامه امام از کربلا به برادرش محمد بن حنفیه و بنی هاشم
« مثل این که دنیا اصلاً وجود نداشته(اینگونه دنیا بی ارزش و نابود شدنی است) و آخرت همیشگی و دائم بوده و هست.
کربلا....سه شنبه هفتم محرم الحرام سال 61 هجری قمری
تعداد نظامیانی که لباس و سلاح جنگی و حقوق از حکومت غاصب بنی امیه گرفته و به جنگ امام حسین(ع) آمده بودند را، بالغ بر 30 هزار جنگجو نوشته اند.
عمر بن سعد نامه ای بدین مضمون از عبیدالله دریافت کرد که: با سپاهیان خود بین امام حسین(ع) و اصحابش و آب فرات فاصله بینداز، به طوری که حتی قطره ای آب به امام(ع) نرسد، همان گونه که از دادن آب به عثمان بن عفان خودداری شد! عمر بن سعد 500 سوار را در کنار شریعه ی فرات مستقر کرد. یکی از آنها فریاد زد: ای حسین!... به خدا سوگند که قطره ای از این آب را نخواهی آشامید تا از عطش جان دهی!
حضرت فرمود:« خدایا! او را از تشنگی هلاک کن و هرگز او را مشمول رحمتت قرار مده.» حمید بن مسلم می گوید به چشم خود دیدم که نفرین امام(ع) عملی گشت.
 امام حسین(ع) سپاه دشمن را چنین نفرین کرد:
بار خدایا! باران آسمان را از اینان دریغ کن، و بر ایشان تنگی و قحطی( همچون سالهای قحطی یوسف در مصر) پدید آور و آن غلام ثقفی(حجاج بن یوسف) را بر ایشان بگمار تا جام زهر به ایشان بچشاند. زیرا آنها به ما دروغ گفتند و ما را خوار ساختند و خداوند( به توسط آن غلام) انتقام من و اصحاب و اهل بیت و شیعیان مرا از اینان بگیرد.
کربلا....چهارشنبه هشتم محرم الحرام سال 61 هجری قمری
هر لحظه تب عطش در خیمه ها افزون می شد، امام(ع) برادرش عباس را به همراه عده ای شبانه حرکت داد. آنها با یک برنامه ی حساب شده، صفوف دشمن را شکسته و مشکها را پر از آب کردند و به خیمه ها برگشتند.
ملاقات امام(ع) با عمرسعد:
حضرت فرمود:« ای پسر سعد! ایا با من مقاتله می کنی و از خدا هراسی نداری؟» ابن سعد گفت:« اگر از این گروه جدا شوم، خانه ام را خراب و اموالم را از من می گیرند و من بر حال افراد خانواده ام از خشم ابن زیاد بیمناکم.» حضرت فرمود:« تو را چه می شود؟ خدا جان تو را به زودی در بستر بگیرد و تو را در روز قیامت نیامرزد...گمان می کنی که به حکومت ری و گرگان خواهی رسید؟ به خدا سوگند چنین نیست و به آرزویت نخواهی رسید
عبیدالله طی نامه ای عمر بن سعد را تهدید به عزل و برکناری کرده، می گوید:« اگر از فرمان من سر باز زنی، مسئولیت لشکر را به شمر بن ذی الجوشن واگذار خواهم کرد
سخن امام حسین(ع) با یارانش
« ای بزرگ زادگان! صبر پیشه کنید که مرگ جز پلی نیست که شما را از سختی و رنج عبور داده و به بهشت پهناور و نعمتهای همیشگی آن می رساند.
کربلا....پنج شنبه نهم محرم الحرام سال 61 هجری قمری
شمر خود را به خیام امام(ع) رسانده، ضمن صدا کردن حضرت عباس(ع) و دیگر فرزندان ام البنین، می گوید:« برای شما از عبیدالله امان نامه گرفتم.» آنها متفقاً گفتند:« خدا تو را و امان نامه ی تو را لعنت کند، ما امان داشته باشیم ولی پسر دختر پیامبر نداشته باشد؟»
امام حسین(ع) توسط حضرت عباس(ع) از دشمن یک شب را برای نماز، راز و نیاز با خدا و تلاوت قرآن مهلت می گیرد.
حفر خندق در اطراف خیام برای مقابله با شبیخون دشمن و قطع کردن راه ارتباطی دشمن با خیام از سه طرف، - که فقط از یک قسمت ارتباط برقرار باشد- و یاران امام(ع) در آنجا مستقر بودند. این تدبیر امام(ع) برای اصحاب بسیار سودمند بود.
گروهی از لشکر عمر بن سعد به سپاه امام می پیوندند.
سخن امام(ع) خطاب به دشمن:
« وای بر شما! چه زیانی می برید اگر سخن مرا بشنوید؟! من شما را به راه راست می خوانم، اما شما از همه ی فرامین من سر باز می زنید و سخن مرا گوش نمی دهید، چرا که شکمهای شما از مال حرام پر شده و بر دلهای شما مهر شقاوت زده شده است.
کربلا....دهم محرم الحرام سال 61 هجری قمری
امام(ع) با یارانش نماز صبح را به جماعت خواند و سپس با آنها چنین سخن گفت:« ...خدا به شهادت من و شما فرمان داده است. بر شما باد که صبر و شکیبایی را پیشه ی خود سازید.«
حضرت(ع)، «زهیر بن قین» را فرمانده راست سپاه و حبیب بن مظاهر را فرمانده چپ سپاه گمارد و پرچم را به دست برادرش حضرت عباس سپرد. گرچه سپاه دشمن به خیمه ها نزدیک می شد، ولی حضرت تیری نینداخت، چون می فرموددوست ندارم که آغازگر جنگ با این گروه باشمعمر بن سعد تیر را بر کمان نهاده و به سوی یاران امام انداخت و گفت:« گواه باشید که اول کسی بودم که به سوی لشکر حسین تیر انداختم!» سپس سپاهیان عمر بن سعد تیر بر کمان نهاده و از هر طرف یاران حسین(ع) را نشانه رفتند. امام(ع) فرمود:« یاران من! به پا خیزید و به سوی مرگ(شهادت) بشتابید، خدا شما را بیامرزد.» در حمله ی اول بالغ بر چهل تن شهید شدند و سپس یاران باقی مانده هر کدام به نوبت به تنهایی به میدان رزم شتافته و به شهادت می رسیدند و بعد از آنها نوبت به خاندان بنی هاشم رسید و آنها نیز شربت شهادت را نوشیدند.
امام حسین(ع) که یکه و تنها مانده بود، نگاهی به اجساد مطهر شهدا کرده و آنها را صدا می کرد. حضرت(ع) برای وداع آخرین به سوی خیام آمد، آنگاه در حالی که شمشیرش را از غلاف بیرون آورده بود در برابر دشمن قرار گرفت و جنگ نمود. دشمن از هر طرف وی را محاصره نمود. ناگاه تیری سه شعبه به قلب مبارکش اصابت کرد و در حالی که نشان یکصد و چند تیر و نیزه بر پیکرش بود، نقش بر زمین شد و روح مبارکش به ملکوت اعلی پیوست، اما شیون زنان، کودکان و حتی فرشتگان الهی بلند شد 

منبع
http://radioquran.ir/?part=menu&inc=menu&id=1784&

خلاصه ای از واقعه غدیر خم

در سال دهم هجرت، به دستور الهى، آخرين سفر پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) به مكه براى تعليم حج و اعلام ولايت ائمه (عليهم السلام) آغاز شد. در اين سفر بيش از يكصد و بيست هزار نفر آن حضرت را همراهى كردند كه در شرايط آن زمان سابقه نداشت.
بلافاصله پس از پايان مراسم حج، اعلام شد همه حجاج از مكه خارج شوند و براى برنامه اى مهم در غدير خم - كه كمى قبل از محل جدا شدن كاروان ها بود ـ حضور يابند.
سه روز پس از پايان مراسم حج، سيل جمعيت به سوى غدير حركت كردند.
  
اجتماع عظيم در غدير
 با رسيدن به محل موعود،فرمان توقف از سوى پيامبر (صلى الله عليه و آله) صادر شد و مركب ها از حركت ايستادند و مردم پياده شدند و هر كس جايى براى توقف سه روزه آماده كرد.
به دستور پيامبر (صلى الله عليه و آله)، سلمان و ابوذر و مقداد و عمار زير چند درخت كهنسال را آماده كردند و روى درختان، پارچه اى به عنوان سايبان قرار دادند. در زير سايبان، منبرى به بلندى قامت پيامبر (صلى الله عليه و آله) از سنگ ها و روانداز شتران ساختند به طورى كه حضرت هنگام خطبه بر همه مردم مشرف باشند.
هنگام ظهر، پس از اداى نماز جماعت، پيامبر (صلى الله عليه و آله) بر فراز منبر ايستادند و اميرالمؤمنين (عليه السلام) را فرا خواندند تا بر فراز منبر در سمت راست حضرت بايستند. قبل از شروع خطابه، اميرالمؤمنين (عليه السلام) بر فراز منبر يك پله پائين تر در طرف راست آن حضرت ايستاده بودند.
  
سخنرانى پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله)
 پيامبر اكرم نگاهى به سمت راست و چپ جمعيت نمودند و منتظر شدند تا همه مردم در مقابل منبر اجتماع كنند. سپس سخنرانى تاريخى و آخرين خطابه رسمى خود را براى جهانيان آغاز كردند. با در نظر گرفتن اين شكل خاص از منبر و سخنرانى كه دو نفر بر فراز منبر در حال قيام ديده مى شوند به استقبال سخنان حضرت مى رويم كه آن را مى توان در يازده بخش ترسيم نمود:
پيامبر (صلى الله عليه و آله) در اولين بخش سخن به حمد و ثناى الهى پرداختند و صفات قدرت و رحمت خداوند را ذكر فرمودند، و به بندگى خود در مقابل ذات الهى شهادت دادند.
در بخش دوم، حضرت سخن را متوجه مطلب اصلى نمودند و تصريح كردند كه بايد فرمان مهمى درباره على بن ابى طالب عليه السلام ابلاغ كنم، و اگر اين پيام را نرسانم رسالت الهى را نرسانده ام و ترس از عذاب او دارم.
در سومين بخش، حضرت امامت دوازده امام (عليهم السلام) را تا آخرين روز دنيا اعلام نمودند تا همه طمع ها يكباره قطع شود. از نكات مهم در سخنرانى حضرت، اشاره به عموميت ولايت آنان بر همه انسان ها در طول زمان ها و در همه مكان ها و نفوذ كلماتشان در جميع امور بود، و نيابت تام ائمه (عليهم السلام) را از خدا و رسول در حلال و حرام و جميع اختيارات اعلام فرمودند