به وبلاگ طلوع بامیان خوش آمدید. طلوع بامیان کوشش می‌کند تا مطالب جالب، خبرهای تازه، گزارش های بی طرف ومطالب مفید را به شما عزیزان ارایه کند.

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

سایت خدماتی بیست تولز

فضیلت عید سعید فطر از دیدگاه امامان معصوم (ع)

فضیلت عید فطر در کلام امامان علیهم السلام
گفتاری از امام رضا (ع) در مورد فلسفه ی عید
همانا روز فطر، عید قرار داده شده تا برای مسلمانان روز اجتماعی باشد که در آن روز گرد هم آیند و [عشق و محبت خود] به خداوند را ابراز کنند و به خاطر منّتی که بر آنان نهاده است، او را ستایش کنند، پس روز عید و روز گردهم آیی و روز افطار، روز زکات، روز گرایش به یکدیگر و روز تضرّع به پیشگاه حق تعالی است، [و نیز روز فطر، روز عید قرار داده شده] به دلیل آنکه روز فطر اولین روز سال است که خوردن و آشامیدن در آن جایز شمرده شده است، چرا که نزد اهل حق اولین ماه سال، ماه رمضان است و خداوند دوست دارد در روز عید فطر، مسلمانان اجتماع کنند و با یکدیگر به ستایش و تقدیس او بپردازند...
فضیلت عید فطر در کلام امامان علیهم السلام

 

فضیلت عید فطر در کلام امامان علیهم السلام


دعاها و اعمال ماه مبارک رمضان - فضیلت عید فطر در کلام امامان علیهم السلام
امام صادق(ع):
تا سه روز پس از عید قربان و عید فطر، روزه داشتن روا نیست. این روزها، روزهای خوردن و آشامیدن است.
در صبحدم این عید آسمانی است که هاتفی ملکوتی، پیروزمندان میدان جهاد اکبر را به دریافت پاداششان فرا می خواند، (پاداشی فراتر از پاداشهای خاکی و غیرقابل مقایسه با هدایای پادشاهان زمینی.)
امام باقر علیه السلام ازپیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت کردند:
هنگاهی که روز اول ماه شوال فرا می رسد، منادی ندا می دهد: هان ای مؤمنان! برای دریافت جوایزتان صبح زود بشتابید. ای جابر، جوایز خداوند همانند جوایز پادشاهان نیست. سپس فرمود: روز اول شوال، روز جوایز است.»
فاتحان و مدال آوران جهاد اکبر را شایسته نیست که از پس این پیروزی بزرگ، در گرداب معصیت و نافرمانی در غلطند و دیگر بار اسیر نفس فرومایه شوند و عزت خدایی را با ذلّت شیطانی معاوضه کنند.

گفتاری از امام حسن(ع) درباره عید سعید فطر
امام حسن(ع) در روز عید فطر بر گروهی گذشت که سرگرم بازی و خنده بودند. بالایِ سرشان ایستاد و فرمود: خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه خلق خود قرار داد تا با طاعت و اطاعت از او و جلب خشنودیش از همدیگر پیشی گیرند؛ گروهی پیشی گرفتند و کامیابی یافتند و گروهی واماندند و ناکام شدند. در چنین روزی که نیکوکاران پاداش می گیرند و هرزه کاران زیان می بینند، بسیار مایه تعجب است که کسی به خنده و بازی و بی خبری مشغول باشد. به خدا سوگند اگر پرده کنار رود، خواهند دانست که نیکوکار به نیکوکاری خود مشغول است و بدکار به بدکاری خود. سپس حضرت به راه خود ادامه داد و رفت.
گفتار رسول خدا(ص) درباره عیدهای فطر و قربان
شاید هیچ جامعه و گروهی نباشد که ایام خاصی به عنوان عید نداشته باشند، اما معنی عید در میان اقوام و فرهنگ ها یکسان نیست. در برخی از جوامع روزهای عید، صرفا روزهای شادی و تفریح است؛ از سوی دیگر، در برخی از فرهنگ ها اعیاد به نوعی با دین و معنویت ارتباط دارند، یا اصلاً خواستگاه مذهبی و آیینی دارند. در فرهنگ اسلامی اعیاد، یوم اللّه هستند و ارتباط تنگاتنگی با دین و مذهب دارند. پیامبر خدا(ص) می فرمایند: زمانی که وارد مدینه شدم، اهالی آن شهر از زمان جاهلیت دو روز داشتند که طی آن دو روز به بازی و تفریح می پرداختند. خداوند به جای آن دو روز، دو روز بهتر به شما داد: روز فطر و روز قربان.
خطبه حضرت امیر(ع) در روز عید فطر
حضرت امیر(ع) پس از نماز عید سعید فطر خطبه می خواندند و در آن، پس از حمد و ستایش خدای متعال و بیان نعمت های او و نیز درود و سلام بر رسول خدا و خاندانش و سفارش به تقوای الهی می فرمودند: خداوند ما و شما را در زمره کسانی قرار دهد که بدو امیدوار و از او هراسناکند. بدانید این روز که خداوند آن را برای شما عید قرار داده و شما را سزاوار بهره مندی از آن دانسته، برای آن است که نام او را بر زبان آرید تا خدا هم شما را یاد کند. او را به نیایش یاد کنید تا شما را پاسخ گوید. زکات فطرة خود را بپردازید که سنت پیامبر و تکلیفی از سوی خداست. هر کس باید به نام خود و خانواده اش، مرد و زن و کوچک و بزرگ، یک صاع گندم یا خرما یا جو بپردازد. ...خداوند همه ما را از گناه باز دارد و آخرتمان را از دنیایمان نیکوتر گرداند.
و نیز فرمودند :فرمان خداوند را در خودداری از کارهایی که شما را از آن برحذر داشته است، عمل کنید [که از آن جمله است: ] نسبت ناروا به زنان عفیف، شهوترانی حرام، شراب خواری، کم فروشی، شهادت ناحق و فرار از جهاد.»
از همین روست که پاکان و سالکان را در تعظیم این عید عظیم آدابی است و در تحکیم شعائر آن احکامی.
عید فطر از دیدگاه امام حسین(ع)
روزی امام حسین(ع) عده ای را دیدند که در روز عید فطر، سرگرم بازی های بیهوده و خنده های بلند سر می دادند. حضرت لحظه ای در کنارشان ایستادند و سپس فرمودند: خداوند ماه رمضان را صحنه مسابقه بندگان اش قرار داد. روزی که بندگان باید با فرمان بردن از او و جلب خشنودی اش از یکدیگر پیشی بگیرند. در این روز عده ای سبقت گرفته، پیروز می شوند و عده ای نیز شکست می خورند. تعجب می کنم از کسانی که در این روز، که نیکوکاران پاداش و باطل پیشگان زیان می بینند، به بازی و خنده می پردازند.
شبهات روز عید فطر با مقامات اخروی در کلام حضرت علی(ع)
حضرت امیرمؤمنان(ع) در روز فطر خطبه ای ایراد کردند و فرمودند: ای مردم! همانا این روز، روزی است که در آن نیکوکاران پاداش می یابند و هرزه کاران زیان می بینند. این روز شباهت بسیاری به روز رستاخیز دارد؛ پس وقتی از خانه هایتان به سوی مصلا می روید، روزی را یاد کنید که به سوی پروردگارتان بیرون می آیید، هنگامی که به نماز می ایستید، به یاد روزی باشید که در پیشگاه پروردگارتان می ایستید و وقت بازگشتن به خانه هایتان به یاد روزی باشید که به خانه های خود در بهشت باز می گردید.
گفتار حضرت علی(ع) در روز عید فطر
خداوندان به ما رحم کن و با غفران و آمرزشت ما را ببخش که تو والا و بزرگ مرتبه ای. امروز روزی است که خداوند آن را برای شما مسلمانان عید قرار داده و شما را شایسته و سزاوار این عید ساخته است. پس همواره به یاد خدا باشید تا خدا نیز به یاد شما باشد.
او را بخوانید تا اجابت کند، در این روز سعید زکات فطره ی خویش را بپردازید که به راستی این سنت پیامبر شماست و از سوی پروردگار بر شما واجب شده است.
زینت عید فطر در گفتار امیر المومنین(ع)
برای هرچیزی زینتی است؛ چنانکه حضرت امیر فرموده اند: زینت حکمت، پارسایی، زینت دانش، بردباری، زینت پرستش، حضور قلب و خشوع و زینت پادشاهی و حکومت، عدالت و دادگری است. در روزهای عید هم اعمال و آیین هایی هست که موجب زینت یافتن و آراسته شدن آن روزهاست؛ از جمله پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: عیدهای خود را با گفتن اللّه اکبر آذین بندید. و نیز می فرمایند: عیدهای فطر و قربان را با جملات لااله الااللّه و اللّه اکبر و الحمدللّه و سبحان اللّه آذین بخشید.
روز بازگشت به خدا (عید فطر) در گفتار امام سجاد (ع)
امام سجاد(ع)، روز عید فطر را روز بازگشت به خداوند می دانند و می فرمایند: «خداوندا، در روز عید فطر که آن را برای اهل ایمان، روز عید و شادی قرار دادی و برای اهل دین خود، روز اجتماعی و همیاری مقرر فرمودی، ما به سویت باز می گردیم و از گناهانمان آمرزش می طلبیم».
زکات فطره ( هدیه ای به محرومان) در گفتار امام صادق (ع)
امام صادق(ع) می فرمایند: «کسی که روزه می گیرد ولی زکات فطره نمی پردازد، روزه او پذیرفته نمی شود.» از این جمله گهربار امام صادق(ع)، به اهمیت زکات فطره پی می بریم.
زکات فطره، هدیه ای است که انسان مؤمن به شکرانه یک ماه عبادت حق تعالی و بهره بردن از نعمت های آسمانی، به محرومان و نیازمندان پرداخت می کند و با این کار از خدای بزرگ می خواهد که جان و مال او را از گزند هرگونه آفت و بیماری، به دور دارد و دیگران را هم امکان بهره بردن از نعمت ها روزی کند.
ویرایش وتلخیص:آکاایران

عید مبارک عزیزان, شعر های عیدی


روز آب خوردن در ملا عام
خوردن غذا در رستوران
روز آشتی با در یخچال !
پیشاپیش بر همگان مبارک

 نغمه ریزید غیاب مه نو آخر شد
باده خرم عید است که در ساغر شد
روز عید است ، سوی میکده آیید به شکر
که ببخشند هر آنکس که در این دفتر شد . . .
عید سعید فطر بر شما مبارک

 کجایی؟؟ همه دارن رو پشت بوم دنبالت میگردن
آخه ماه من میخوان ببینن فراد عیده یا نه


 عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

 صورتت رو بیار جلو
مممممموه !
او ن سمت صورتت
ممممممموه !
عیدت مبارک نماز روزه هات هم قبول





عشق مثل نماز میمونه!!!
وقتی نیت کردی
دیگه نباید اطرافت رو نگاه کنی!!

دوباره شب شد و من بیقرارم // Connect کن، زود بیا، در انتظارم



 



تا پيك صبا مژده ز عيد رمضان داد
او باب چنان را ز رخ ماه نشان داد

از آتش دوزخ همه را حضرت جانان
از يُمن چنين روز بكف خط امان داد

از مرحمت ماه پر از فيض و ضيافت
پاداش خداوند به ما باغ جنان داد

بشنو ز خروس سحر از بام شريعت
بر پيكر اين روز به آواز توان داد

بر مسلم و بر مسلمه اين عيد مبارك
كز نور حضورش طربي بر همگان داد

تا سود و زيان شد عملت را همه ميزان
اين عيد صيامست نشان سود و زيان داد

مقبول نمازيست نيازش بود از پي
خوش آنكه بخيل فقرا لقمه نان داد
 
خورشيد جهان بود همه صُم و صلاتت
كين گونه طراوت به تو و كون و مكان داد

برخيز و به شكرانه اين عيد سماع كن
زيرا رمضان را به تو حق هديه گران داد

اين روزه و اين خمس و زكاتست پريسا
بر پيکره ي مرده ي اشعار تو جان داد






شعر عیدی

هزاران آفرین بر جانت ای ماه
روان عاشقان قربانت ای ماه
مبارک باد ماه عشق بازان
که بنشینند در ایوانت ای ماه
مبارک باد عید روزه داران
نکویان جهان مهمانت ای ماه
مبارک باد شهر الله اعظم
همایون طالع رخشانت ای ماه
همه مهمان سلطان وجودیم
خوشا بر سفره ی احسانت ای ماه
نزول دفتر عشق و صعودش
شب قدر است در دورانت ای ماه
به شادروان عزت روزه داران
عیان بینند قدر و شانت ای ماه
نصیب روزه داران دیدن یار
در ایوان عظیم الشانت ای ماه
دو شادی روزه داران را فرستند
ز لطف حضرت سبحانت ای ماه
یکی هنگام افطار اندر این دار
دگر در جنت رضوانت ای ماه
مبارک باد عشق روزه داران
که گفت ( الصوم لی ) در شأنت ای ماه
دل از روزه شود آیینه ی دوست
در او پیدا رخ جانانت ای ماه
سلام سید سجاد و عباد
نثار طلعت رخشانت ای ماه
free شعر های زیبا برای عید فطر
بگذشت مه روزه ، عید آمد و عید آمد
بگذشت شب هجران، معشوق پدید آمد
آن صبح چو صادق شد، عذرای تو وامق شد
معشوق توعاشق شد، شیخ تو مرید آمد
شد جنگ و نظر آمد، شد زهر و شکر آمد
شد سنگ و گهر آمد، شد قفل و کلید آمد
جان از تن آلوده، هم پاک به پاکی رفت
هرچند چو خورشیدی بر پاک و پلید آمد
از لذت جام تو دل مانده به دام تو
جان نیز چو واقف شد، او نیز دوید آمد
بس توبه شایسته برسنگ تو بشکسته
بس زاهد و بس عابد کو خرقه درید آمد
باغ از دی نامحرم سه ماه نمی زد دم
بر بوی بهار تو، ازغیب رسید آمد
 free شعر های زیبا برای عید فطر
می خواست بهانه ای که پر نور شویم
از هرچه بدی و غیر او دور شویم
یک ماه پر از فرصت برگشتن داد
یک عید فرستاد که مغفور شویم
یک ماه صدا کرد که زیبا باشیم
در هر سحر و شبی چو مولا باشیم
ماه رمضان ماه مهارت ورزی ست
باشد که همیشه مثل حالا باشیم
یک ماه بهشت بر زمین حاکم شد
یک ماه ز عصیان دلمان نادم شد
یا رب نکند دوباره مهجور شویم
یک مژده بده که وصلمان دائم شد

عید مبارک!

عید مبارک! تعجب نکنید عید در افغانستان همین طور تجلیل می شود؛ یعنی در یک خانه عید است و در خانه دیگر غم. خانواده های زیادی در کشورم اولین عید عزیزانی را تجلیل می کنند که چند روز پیش در ولایات غور, پکتیکا, کابل و دیگر ولایات افغانستان توته های جگرشان را از دست داده اند.
خانواده آن تازه عروس هم در این روز شاید خیلی خوش داشت در کنار دیگر هموطنانش  روز  عید را تجلیل کند؛ اما دشمنان افغانستان مزدران بیگانه ها که  کوشش دارند تا زخم های پیکر این سرزمین را برای همیشه تازه نگهدارند نگذاشتن این خانواده و خانواده های زیادی در سراسر افغانستان به خوشی و در کنار هم این روز بزرگ را به خوشی تجلیل کنند.
آیا افغانستان آن روزی را که دیگر هیچ خونی بیگناهی به زمین نریزد تجربه خواهد کرد یا  خیر؟
چرا باید همیشه و در هر عید شاهید کشتار بی رحمانه  هموطنان خود باشیم؟
آیا جهاد در افغانستان ثوابش نسبت به دیگر کشور ها زیاد تر است؟
چرا کسانی که مدعی جهاد هستند به کشور های نمی روند که آشکارا مسلمانان را قتل عام می کنند؟
پس معلوم است که آنان دنبال جهاد و دفاع از اسلام نیستند؛ بلکه دنبال سلطه بر افغانان هستند و کوشش می کنند همیشه این سرزمین را نا آرام نگهدارند و از نا آرامی آن سود ببرند.
مردم افغانستان دیگر آگاه شدند و دیگر فریب این و آن را نمی خورند و دشمنان را چنان با مشت گره کرده بکوبند که دیگر حتی تصور تمع را دراین کشور به ذهن خود نپرورانند.

دانلود کتاب احادیث قدسی

اگر می خواهید با خدا صمیمی تر شوید پس این کتاب را از دست ندهید! مجموعه ای از احادیث قدسی دراین کتاب گنجانیده شده است که  برای اطلاعات شما خیلی مفید واقع خواهد شد. با خواندن این کتاب با خداوند صمیمی تر و درک بیشتری نسبت به خداوند پیدا خواهید کرد.
برای دریافت کتاب به لینک زیر مراجعه کنید.

 

فقط یک کلیک با خواسته های تان فاصله دارید!

آیا دنبال نرم افزار برای موبایل تان هستید؟ آیا بازی دلخای تان را دانلود می کنید؟ آیا در جستجو کتاب های مفید برای موبایل تان هستید؟ طلوع بامیان این امکان را برای شما فراهم کرده است. این سایت برای انواع گوشی ها برنامه, بازی و کتاب را فراهم کرده است مانند آیفون, گلکسی 3 - 4- 5 , نوکیا, سمسانگ, موتورولا و غیره
شما می توانید از لینک زیر تمام موارد را به صورت رایگان دریافت کنید. وقت را از دست ندهید همین لحظه وارید شوید!


اینجا کلیک کنید

مهم نیست چقدر گناه کار اید؛ چون شب قدر در پیشرو دارید!



فضیلت و اعمال شب قدر
  فضیلت و اعمال شب قدر
از پيامبر گرامي اسلام (ص) نيز نقل است: از خداوند به دور باد و نفرين بر كسي كه به شب قدر برسد و زنده باشد، اما آمرزيده نشود.

"انس بن مالك" از پيامبر (ص) نقل كرده كه فرمودند: ماه مبارك به شما رو آورده است و در اين ماه شبي است كه برتر از هزار ماه است و هر كس از فيض شب قدر محروم گردد، از تمام خيرات بي‌نصيب مانده است و محروم نمي‌ماند از بركات شب قدر، مگر كسي كه خويشتن را محروم كرده است.

از امام باقر (ع) نيز درباره به وجود آمدن شب قدر نقل است: كه اگر خداوند كارهاي مؤمنان را چند برابر نكند به سر حد كمال نمي‌رسند، اما از راه لطف كارهاي نيكوي آن‌ها را چند برابر مي‌فرمايد تا كاستي هايشان جبران شود.
بر اين اساس، راز سعادتمند شدن انسان‌ها در شب قدر، عمل اختياري صالحي است كه با عنايت خداوند، بركت يافته و چند برابر مي‌شود.

از حضرت رسول (ص) نيز پيرامون شب زنده داري شب قدر نقل است كه فرمودند: كسي كه شب قدر را شب زنده‌داري كند، تا شب قدر آينده، عذاب دوزخ از او دور گردد.

امام موسي بن جعفر (ع) نيز درباره شب قدر فرمودند: كسي كه در شب قدر غسل كرده و تا سپيده صبح شب زنده‌داري كند، گناهانش آمرزيده مي‌شود.

تمامي اين روايات بر اين مطلب دلالت دارند كه برخي مقدرات و پاداش‌ها، مانند دور شدن از عذاب دوزخ، نتيجه كار خود بندگان است و سرنوشت هر انساني در شب قدر به دست خودش رقم مي‌خورد.
در شب قدر به خواندن دعاهايي از جمله "جوش كبير"، "دعاي افتتاح" و "ابوحمزه ثمالي" سفارش شده زيرا انسان با يادآوري لطف، گذشت، كرم، رحمت و بخشش بي‌پايان خداي مهربان او را در كنار و دستگير خويش مي‌بيند و نور اميد در دلش مي درخشد.

اعمال شب های قدر
شب نوزدهم :اين شب با عظمت آغاز شبهاى قدر است،و شب قدر آن شبى است كه در طول سال،شبى به خوبى‏ و فضليت آن يافت نمی ‏شود،و عمل در اين شب (شب قدر)از عمل در طول هزار ماه بهتر است،و تقدير امور سال در اين شب صورت‏ می‏گيرد،و فرشتگان و روح كه اعظم فرشتگان الهى است،در اين شب به اذن پروردگار به زمين فرود می ‏آيند،و به محضر امام زمان(عج) می ‏رسند و آنچه را كه براى هر فرد مقدّر شده بر آن حضرت عرضه می‏دارند.

و اعمال شبهاى قدر بر دو نوع است: يكى اعمالى كه در هر سه شب بايد انجام داد،و ديگر اعمالى كه مخصوص به هر يك از شبهاى قدر است

 اوّل:اعمالى است كه در هر سه شب بايد انجام داد،و آن چند عمل است:
اوّل:غسل كردند.علاّمه مجلسى فرموده‏ بهتر است غسل شب قدر در هنگام غروب آفتاب انجام گيرد،كه نماز شام را با غسل بخواند.

دوم:دو ركعت نماز كه‏ در هر ركعت پس از سوره«حمد»،هفت مرتبه«توحيد»خوانده،و پس از فراغت از نماز هفتاد مرتبه بگويد،استغفر اللّه و اتوب اليه در روايت نبوى است:كه از جاى برنخيزد تا خدا او و پدر و مادرش را بيامرزد،تا آخر خبر. سوم:قرآن مجيد را باز كند و در برابر خود گرفته و بگويد:

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِكِتَابِكَ الْمُنْزَلِ وَ مَا فِيهِ وَ فِيهِ اسْمُكَ الْأَكْبَرُ وَ أَسْمَاؤُكَ الْحُسْنَى وَ مَا يُخَافُ وَ يُرْجَى أَنْ تَجْعَلَنِي مِنْ عُتَقَائِكَ مِنَ النَّارِ.

خداى از تو درخواست مى‏كنم به حق كتاب نازل شده‏ات،و آنچه در آن است،و در آن است نام بزرگت‏ترت،و نامهاى نيكوترت‏ و آنچه بيم‏انگيز است و اميدبخش،اينكه مرا از آزادشدگان از آتش دوزخ قرار دهى.

فضیلت و اعمال شب قدر

سپس هر حاجت كه دارد بخواهد.

اللَّهُمَّ بِحَقِّ هَذَا الْقُرْآنِ وَ بِحَقِّ مَنْ أَرْسَلْتَهُ بِهِ وَ بِحَقِّ كُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فِيهِ وَ بِحَقِّكَ عَلَيْهِمْ فَلا أَحَدَ أَعْرَفُ بِحَقِّكَ مِنْكَ
خدايا به حق اين قرآن،و به حق كسى‏كه آن را بر او فرستادى،و به حق‏ هر مؤمنى كه او را در قرآن ستودى،و به حق خود بر آنان،پس احدى شناساتر از تو به حق تو نيست
سپس ده مرتبه بگويد:
بِكَ يَا اللَّهُ(به ذاتت اى خدا)....،و ده مرتبه بِمُحَمَّدٍ (به حق محمّد)....،و ده مرتبه بِعَلِيٍّ  (به حق على)،و ده مرتبه بِفَاطِمَةَ (به حق فاطمه)....،و ده مرتبه بِالْحَسَنِ (به حق حسن)...،و ده مرتبه بِالْحُسَيْنِ (به حق حسين‏).....،و ده مرتبه  بِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (به حق على بن الحسين)....،و ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ (به حق محمّد بن على).....،و ده مرتبه  بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (به حق جعفر بن محمّد )......،و ده مرتبه بِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ  (به حق موسى بن جعفر).....،و ده مرتبه بِعَلِيِّ بْنِ مُوسَى (به حق على بن موسى).....،و ده مرتبه بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ (به حق محمد بن على).....، ده مرتبه  بِعَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ (به حق على بن محمّد )....،و ده مرتبه بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ (به حق حسين بن على).....،و ده مرتبه  بِالْحُجَّةِ (به حق حجّت).

پس هر حاجتى كه دارى از خدا بخواه.

پنجم:حضرت سيد الشهّدا عليه السّلام‏ را زيارت كند.در روايت آمده:هنگامى كه شب قدر مى‏شود،منادى از آسمان هفتم از پشت عرش ندا سر می دهد كه خدا هركه را به زيارت مزار امام حسين عليه السّلام آمده آمرزيد.

ششم:اين شبها (شب های قدر) را احيا بدارد،روايت شده هركه شب‏ قدر را احيا بدارد،گناهانش آمرزيده مى‏شود،هرچند به شماره ستارگان آسمان و سنگينى كوهها و پيمانه درياها باشد.

هفتم:صد ركعت نماز بجا آورد،كه فضليت بسيار دارد و بهتر آن است كه در هر ركعت پس از سوره«حمد»،ده‏ مرتبه«توحيد»بخواند.هشتم:اين دعا را بخواند،

اللَّهُمَّ إِنِّي أَمْسَيْتُ لَكَ عَبْدا دَاخِرا لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعا وَ لا ضَرّا وَ لا أَصْرِفُ عَنْهَ

سُوءا أَشْهَدُ بِذَلِكَ عَلَى نَفْسِي وَ أَعْتَرِفُ لَكَ بِضَعْفِ قُوَّتِي وَ قِلَّةِ حِيلَتِي فَصَلِّ عَلَى

مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْجِزْ لِي مَا وَعَدْتَنِي وَ جَمِيعَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ مِنَ الْمَغْفِرَةِ

فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ وَ أَتْمِمْ عَلَيَّ مَا آتَيْتَنِي فَإِنِّي عَبْدُكَ الْمِسْكِينُ الْمُسْتَكِينُ الضَّعِيفُ

الْفَقِيرُ الْمَهِينُ اللَّهُمَّ لا تَجْعَلْنِي نَاسِيا لِذِكْرِكَ فِيمَا أَوْلَيْتَنِي وَ لا [غَافِلا] لِإِحْسَانِكَ

فِيمَا أَعْطَيْتَنِي وَ لا آيِسا مِنْ إِجَابَتِكَ وَ إِنْ أَبْطَأَتْ عَنِّي فِي سَرَّاءَ [كُنْتُ‏] أَوْ ضَرَّاءَ أَوْ

شِدَّةٍ أَوْ رَخَاءٍ أَوْ عَافِيَةٍ أَوْ بَلاءٍ أَوْ بُؤْسٍ أَوْ نَعْمَاءَ إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ

خدايا شام كردم درحالى‏كه براى تو تنها بنده كوچك و خوارى هستم،كه براى خويش سود و زيانى را به دست ندارم،و نمى‏توانم از خود پيش‏آمد بدى را بازگردانم،به اين امر بر خويش گواهى مى‏دهم،و در پيشگاهت به ناتوانى و كمى چاره‏ام اعتراف مى‏كنم،خدايا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست،و آنچه را به من و همه مردان و زنان مؤمن،از آمرزش در اين شب وعده دادى وفا كن، و آنچه را به من عنايت فرموده‏اى كامل ساز،كه من بنده بيچاره،درمانده،ناتوان،تهيدست خوار توام.خدايا مرا فراموش كننده‏ ذكرت قرار مده،در آنچه سزاوار آنم فرمودى،و نه فراموش كننده احسانت،در آنچه عطايم نمودى،و نه نااميد از اجابتت،گرچه مدّت زمانى طولانى گردد،چه در خوشى يا ناخوشى،يا سختى،يا آسانى،يا عافيت،يا بلا،يا تنگدستى،يا در نعمت‏ همانا تو شنونده دعايى.

اين دعا را كفعمى از امام زين العابدين عليه السّلام روايت كرده كه در شب های قدر،در حال قيام و قعود و ركوع و سجود مى‏خواندند،و علاّمه مجلسى فرموده:بهترين اعمال در اين شبها،درخواست آمرزش و دعا است،براى‏ حوايج دنيا و آخرت خود،و پدر و مادر و خويشان،و برادران و خواهران مؤمن،چه آنان‏كه زنده‏اند،و چه آنان‏كه از دنيا رفته‏اند،و خواندن اذكار،و صلوات بر محمّد و آل محمّد عليهم السّلام به هر اندازه كه بتواند و در بعضى از روايات وارد شده:دعاى‏ جوشن كبير را در اين سه شب بخواند.فقير گويد:كه دعاى جوشن كبير را در بخشهاى پيش آورده‏ام.روايت شده كه خدمت‏ رسول خدا صلى اللّه عليه و آله عرض شد:اگر شب قدر را يافتم،از خداى خود چه بخواهم؟فرمود:عافيت. دوّم:اعمال مخصوص هر يك از اين شبها است.
منبع:.askquran.ir،erfan.ir
مطالب مرتبط - مذهبی

فزت و رب الکعبه

شهادت اولین امام اینس جن, حضرت امام علی (ع) را به تمام مسلمانان جهان تسلیت می گویم به همین مناسبت گفتار آنحضرت را در باره دنیا  و آخرت خدمت شما ارایه می کنیم
 
هركه گفتارش فراوان شد خطایش فزونى گرفت، و هركه خطایش بسیار گشت حیایش اندك شد، و هر كه حیایش اندك شد پارساییش كم شد، و هر كه پارساییش كم شد دلش مرد، و هركه دلش بمیرد وارد آتش شود.
 
چهل حدیث از امیرمؤمنان حضرت علی (علیه السلام)
1. یا اَسْرَى الرَّغْبَةِ، اَقْصِرُوا، فَاِنَّ الْمُعَرِّجَ عَلَى الدُّنْیا لایَرُوعُهُ مِنْها اِلاّ صَریفُ اَنْیابِ الْحِدْثانِ. اَیُّهَا النّاسُ، تَوَلَّوْا مِنْ اَنْفُسِكُمْ تَأْدیبَها، وَ اعْدِلُوا  عَنْ ضَراوَةِ عاداتِها
اى اسیران هوا و هوس، آرزوها را كوتاه كنید، زیرا مردم دلبسته به دنیا را، جز صداى دندان هاى حوادث، از این دنیا نمى ترساند، اى مردم، خودتان عهده دار ادب كردن خود شوید، و نفس را از جرأت بر عادات هلاك كننده بازگردانید.
 2. وَ مَنْ نَظَرَ فى عُیُوبِ النّاسِ فَاَنْكَرَها ثُمَّ رَضِیَها لِنَفْسِهِ فَذاكَ الاَْحْمَقُ  بِعَیْنِهِ
آن كه عیوب مردم را بنگرد و آن را ناپسند داند سپس براى خود روا داند احمق واقعى است.
3. اِذا وَصَلَتْ اِلَیْكُمْ اَطْرافُ النِّعَمِ، فَلاتُنَفِّرُوا اَقْصاها بِقِلَّةِ الشُّكْرِ
زمانى كه مقدمات نعمت ها به شما رسید، نهایت آن را با كم شكری از خود مرانید.
4. وَالْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ، فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَیْرِ
فرصت به مانند ابر گذرا مى گذرد، پس فرصت هاى نیك را غنیمت دانید.
5. لِسانُ الْعاقِلِ وَراءَ قَلْبِهِ، وَ قَلْبُ الأحْمَقِ وَراءَ لِسانِهِ
زبان عاقل در پسِ قلب او، و دل نادان پشت زبان اوست.
6. قَدْرُ الرَّجُلِ عَلى قَدْرِ هِمَّتِهِ، وَ صِدْقُهُ عَلى قَدْرِ مُرُوَّتِهِ، وَ شَجاعَتُهُ عَلى قَدْرِ اَنَفَتِهِ، وَ عِفَّتُهُ عَلى قَـدْرِ غیرَتِـهِ
اندازه مرد به اندازه همت او، و صداقتش به مقدار جوانمردى او، و دلیریش به اندازه عار داشتنش از كار زشت، و پاكدامنیش به میزان غیرت اوست.
7. لاغِنى كَالْعَقْلِ، وَ لافَقْرَ كَالْجَهْلِ،  وَلامیراثَ كَالاَْدَبِ، وَلاظَهیرَ كَالْمُشاوَرَةِ
ثروتى چون عقل، و فقرى چون جهل،  و میراثى چون ادب، و پشتیبانى همچون مشورت نیست.
8. الْقَناعَةُ مالٌ لایَنْفَدُ
قناعت گنجى است كه تمام نمى شود.
9. اللِّسانُ سَبُعٌ، اِنْ خُلِّىَ عَنْهُ عَقَرَ
زبان درنده اى است، كه اگر آزادش گذارند بگزد.
10. اَهْلُ الدُّنْیا كَرَكْب یُسارُ بِهِمْ وَ هُمْ نِیامٌ
اهل دنیا چون كاروانى هستند كه آنان را مى برند در حالى كه درخوابند.
11. لایَرْجُوَنَّ اَحَدٌ مِنْكُمْ اِلاّ رَبَّهُ، وَ لایَخافَنَّ اِلاّ ذَنْبَهُ، وَ لایَسْتَحِیَنَّ اَحَدٌ مِنْكُمْ اِذا سُئِل عَمّا لایَعْلَمُ اَنْ یَقُولَ لااَعْلَمُ، وَ لایَسْتَحِیَنَّ اَحَدٌ اِذا لَمْ یَعْلَمِ الشَّىْءَ اَنْ یَتَعَلَّمَهُ
احدى از شما جز به پروردگارش امید نبندد، و جز از گناهش وحشت نكند، و از اعلامِ «نمى دانم» به وقت پرسش شدن از چیزى كه نمى داند حیا نكند، و از آموختن علمى كه دارا نیست شرم ننماید.
12. عَلَیْكُمْ بِالصَّبْرِ، فَاِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الاْیمانِ كَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ، وَ لاخَیْرَ فى جَسَد لارَأْسَ مَعَهُ، وَ لا فى إیمانَ لاصَبْرَ مَعَهُ
بر شما باد به شكیبایى، چه اینكه شكیبایى نسبت به ایمان به منزله سر نسبت به بدن است؛ در بدنى كه سر  نیست، و در ایمانى كه شكیبایى نباشد خیرى نیست.
13. مَنْ اَصْلَحَ ما بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللّهِ، اَصْلَح اللّهُ ما بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النّاسِ وَ مَنْ اَصْلَحَ اَمْرَ آخِرَتِهِ، اَصْلَحَ  اللّهُ لَهُ اَمْرَ دُنْیاهُ
هر كس آنچه را میان او و خداست اصلاح نماید، خداوند آنچه را بین او و مردم است اصلاح كند و هر كس كار آخرتش را به اصلاح آورد، خداوند كار دنیایش را اصلاح كند.
14. لایَقُولَنَّ اَحَدُكُمْ: «اللَّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِكَ مِنَ الْفِتْنَةِ» لاَِنَّهُ لَیْسَ اَحَدٌ اِلاّ وَ هُو مُشْتَمِلٌ عَلى فِتْنَة وَلكِنْ مَنِ اسْتَعاذَ فَلْیَسْتَعِذْ مِنْ مُضِلاّتِ الْفِتَن
كسى از شما نگوید: «الهى، از امتحان به تو پناه مى برم» چه اینكه كسى نیست مگر اینكه مشمول امتحان است، اما اگر كسى خواست از خدا پناه جوید باید از فتنه هاى گمراه كننده پناه جوید.
15. لایَتْرُكُ النّاسُ شَیْئاً مِنْ اَمْرِ دینِهِمْ لاِسْتِصْلاحِ دُنْیاهُمْ، اِلاّ فَتَحَ اللّهُ عَلَیْهِمْ ما هُوَ اَضَرُّ مِنْهُ
مردم چیزى از برنامه دینشان را براى بهبود دنیایشان ترك نمى كنند، مگر آنكه خداوند زیانبارتر از آن را در كف دستشان مى نهد.
16. اِضاعَةُ الْفُرْصَةِ غُصَّةٌ
تباه نمودن فرصت اندوه است.
17. اِنَّ لِلّهِ مَلَكاً یُنادى فى كُلِّ یَوْم: لِدُوا لِلْمَوْتِ، وَ اجْمَعُوا لِلْفَناءِ، وَ ابْنُوا لِلْخَرابِ
خدا را فرشته اى است كه هر روز فریاد می زند: بزایید براى مردن، و گردآورید براى نابود شدن، و بنا كنید براى خراب گشتن.
18. الدُّنْیا دارُ مَمَرٍّ لا دارُ مَقَرٍّ
دنیا خانه گذر است نه جاى ماندن.
19. سُوسُوا ایمانَكُمْ بِالصَّدَقَةِ، وَ حَصِّنُوا اَمْوالَكُمْ بِالزَّكاةِ، وَ ادْفَعُوا اَمْواجَ الْبَلاءِ بِالدُّعاءِ
ایمان خود را با صدقه، اموالتان را با زكات حفظ كنید، و امواج بلا را با دعا برانید.
20. هَلَكَ امْرُؤٌ لَمْ یَعْرِفْ قَدْرَهُ
انسانى كه اندازه خود را نشناخت هلاك شد.
21. مَنْ وَضَعَ نَفْسَهُ مَواضِعَ التُّهَمَةِ فَلایَلُومَنَّ مَنْ أَساءَ بِهِ الظَّنَّ
هر کس خود را در مواضع تهمت قرار دهد نباید بدگمان بـه خـویـش را سـرزنـش نمـایـد.
22. الرَّحیلُ وَشیكٌ
كوچ كردن از دنیا به آخرت نزدیك است.
23. مَنْ حاسَبَ نَفْسَهُ رَبِحَ، وَ مَنْ غَفَلَ  عَنْها خَسِرَ
كسى كه خود را محاسبه كرد سود برد، و هر كه از خود بى خبر ماند زیان دید.
24. فى تَقَلُّبِ الاَْحْوالِ عِلْمُ جَواهِرِ الرِّجالِ
در دگرگونى های روزگارجوهره هاى افراد شناخته شود.
25. اَحْبِبْ حَبیبَكَ هَوْناًمّا، عَسى اَنْ یَكُونَ بَغیضَكَ یَوْماًمّا، وَ اَبْغِضْ بَغیضَكَ هَوْناً مّا، عَسى اَنْ یَكُونَ حَبیبَكَ یَوْماًمّا
دوستت را به اندازه دوست دار شاید روزى دشمنت شود، و دشمنت را به اندازه دشمن دار شاید روزى دوسـتـت گــردد.
26. قَلیلٌ تَدُومُ عَلَیْهِ اَرْجى مِنْ كَثیر مَمْلُـول مِنْـهُ
اندك كارى كه بر آن مداومت كنى امیدبخش تر است از كار زیادى كه از آن خسته شوى.
27. اِذا اَضَرَّتِ النَّوافِلُ بِالْفَرائِضِ فَارْفُضُوها
زمانى كه مستحبّات به واجبات زیان بزند مستحبات را رها كنید.
28. مَنْ تَذَكَّرَ بُعْدَ السَّفَرِ اسْتَعَدَّ
آن كه دورى سفر (قیامت) را به یاد آرد، براى آن آماده شود.
29. ما اَكْثَرَ الْعِبَرَ وَ اَقَلَّ الاِْعْتِبارَ!
چه فراوان است عبرت ها، و چه اندك اند عبرت گیران!
30. فِى الْقُرْآنِ نَبَاُ ما قَبْلَكُمْ، وَ خَبَرُ  ما بَعْدَكُمْ، وَ حُكْمُ ما بَیْنَكُمْ
خبر آنچه پیش از شما و بعد از شماست، و نیز دستور زندگى شما در قرآن است.
31. اِتَّقُوا مَعاصِىَ اللّهِ فِى الْخَلَواتِ،  فَاِنَّ الشّاهِدَ هُوَ الْحاكِمُ
از نافرمانى خدا در خلوت ها پروا كنید، كه بیننده همان حاكم است.
32. ماءُ وَجْهِكَ جامِدٌ یُقْطِرُهُ السُّؤالُ، فَانْظُرْ عِنْـدَ مَـنْ تُقْطِـرُهُ
آبرویت جامد است، اظهار حاجت آن را آب می کند و مى ریزد، توجه كن آن را نزد چه كسى مى ریزى.
33. اَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَهانَ بِهِ صاحِبُهُ
سخت ترین گناهان گناهى است كه گنهكار آن را ناچیز بشمارد.
34. مَنْ نَظَرَ فى عَیْبِ نَفْسِهِ اشْتَغَلَ عَنْ عَیْبِ غَیْرِهِ
آن كه در عیب خود نظر كند از نظر در عیب دیگران بازماند.
35. مَنْ كَثُرَ كَلامُهُ كَثُرَ خَطَأُهُ، وَ مَنْ كَثُرَ خَطَأُهُ  قَلَّ حَیاؤُهُ، وَ مَنْ قَلَّ حَیاؤُهُ قَلَّ وَرَعُهُ، وَ مَنْ قَلَّ وَرَعُهُ  ماتَ قَلْبُهُ، وَ مَنْ ماتَ قَلْبُهُ دَخَلَ النّارَ
هركه گفتارش فراوان شد خطایش فزونى گرفت، و هركه خطایش بسیار گشت حیایش اندك شد، و هر كه حیایش اندك شد پارساییش كم شد، و هر كه پارساییش كم شد دلش مرد، و هركه دلش بمیرد وارد آتش شود.
36. اِعْجَبُوا لِهذَا الاِْنْسانِ، یَنْظُرُ بِشَحْم، وَ یَتَكَلَّمُ بِلَحْم، وَ یَسْمَعُ بِعَظْم، وَ یَتَنَفَّسُ مِنْ خَرْم
از این انسان شگفت زده شوید كه با پیه اى مى بیند، با گوشتى مى گوید، با اسـتخوانى مى شـنود، و از حفره اى تنفس مى كنـد.
37. اَكْبَرُ الْعَیْبِ اَنْ تَعیبَ ما فیكَ مِثْلُهُ
بزرگترین عیب آن است كه صفتى را عیب دانى كه مانند آن در خودت باشد.
38. الْكَلامُ فى وَثاقِكَ مالَمْ تَتَكَلَّمْ بِهِ، فَاِذا تَكَلَّمْتَ بِهِ صِرْتَ فى وَثاقِهِ، فَاخْزُنْ لِسانَكَ كَما تَخْزُنُ ذَهَبَكَ وَ وَرِقَكَ، فَرُبَّ كَلِمَة سَلَبَتْ نِعْمَةً، وَجَلَبَتْ نِـقْـمَـةً
سخن را تا نگفته اى در بند توست و چون گفتى تو در بند آنى، پس زبانت را چون طلا و نقره ات حفظ كن، چه بسا یك كلمه نعمتى را از بین برده و عذابى را پیش آورد.
39. لاتَقُلْ مالاتَعْلَمُ، بَلْ لاتَقُلْ كُلَّ ما تَعْلَمُ، فَاِنَّ اللّهَ سُبْحانَهُ قَدْ فَرَضَ عَلى جَوارِحِكَ كُلِّها فَرائِضَ یَحْتَجُّ بِها عَلَیْكَ یَوْمَ الْقِیامَةِ
آنچه را نمى دانى مگو، بلكه هرچه را هم مى دانى به زبان نیاور، كه خداوند پاك برنامه هایى را بر اندامت واجب نموده كه در قیامت به همان ها بر تو احتجاج خواهد كرد.
40. مَنْ طَلَبَ شَیْئاً نالَهُ اَوْ بَعْضَهُ
هر كه جوینده چیزى باشد، به تمام آن یا به قسمتى از آن مى رسد.
منبع: نهج البلاغه، کلمات قصار، ترجمه استاد محترم حجت الاسلام و المسلمین انصاریان

به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را


اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را









صائب تبریزی                                                

                                                اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
                                                نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را


 شهریار
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را
هر آنکس که چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

                                             محمد عيادزاده  
                                                  اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
                                                  خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را
                                                  نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را
                                                  مگر بنگاه املاکم؟چه معنی دارد این کارا؟
                                                  و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلاً
                                                  که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را
نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را
فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما ها را

چگونگی شکل گیری شایعه


شايعه چيست؟
ﺷﺎﯾﻌﻪ واژه اي ﻋﺮﺑﯽ و از رﯾﺸﻪ ﺷﯿﻊ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎي ﺗﻘﻮﯾﺖ و اﻧﺘﺸﺎر ﭼﯿﺰي اﺳﺖ ﮐﻠﻤﻪ ﺷﺎﯾﻌﻪ وﻗﺘﯽ ﺑﮑﺎر ﻣﯽرود ﮐﻪ ﺧﺒﺮي ﻧﻘﻞ و ﺗﻘﻮﯾﺖ ﮔﺮدد. ﺷﺎﯾﻌﻪ اﺻﻄﻼﺣﺎً ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎي ﭘﺨﺶ اﺧﺒﺎر ﺑﯽاﺳﺎس و ﺑﺎﻃﻞ ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ.
شايعه پيامي است كه به طرز غير رسمي (معمولاً دهان به دهان ) منتقل مي‌شود و به موضوعي مربوط مي شود كه تحقيق در صحت آن مشكل است. شايعه شامل اطلاعاتي مي‌شود كه براي مردم اهميت دارد. البته ممكن است بخشي از شايعه حقيقت داشته باشد، هر چند مي‌توان گفت كه اين حكم همواره صادق نيست
شايعه در چه موقعيتهايي رواج مي‌يابد ؟
 شايعه در موقعيتهايي رواج مي‌يابد كه مردم مشتاق خبر باشند ولي نتوانند آن را از منابع موثق دريافت كنند. هر گاه آدمها مشتاق خبر دربارة قضيه‌اي باشند، به هر نوع اطلاعاتي در اين باره متوسط مي‌شوند و سپس آن اطلاعات را در ميان خودشان پراكنده مي‌سازند.
در کتاب روان شناسی شایعه تعریفی دقیق تر برای شایعه بیان شده است و آن این که شایعه یک موضوع خاص گمانی بدون وجود ملاک های اطمینان بخش رسیدگی است ، که معمولا به صورت شفاهی از فردی به فرد دیگر انتقال می یابد .
از نظر جامعه‌ شناسي، پديده شايعه فرايندي است كه از طريق آن، اخباري پخش و اغلب قلب مي‌شود بدون آنكه از مجراهاي رايج گذشته باشد.
شايعه مي‌تواند از يك اطلاع نادرست منشاء بگيرد يا آنكه منبع آن اطلاعي درست ولي اغراق آميز و درهم باشد. آن خبر از فردي به فرد ديگر و از گروهي به گروه ديگر منتقل مي‌شود، بدون آنكه منشاء آن مشخص يا دلايل قطعي دربارة صحت آن وجود داشته باشد.
شايعه محصول دو عامل است:
. علاقه مردم به موضوع ( اهميت داشتن شايعه هم براي گوينده و هم براي شنوند 1
. ميزان ابهام موضوع ( احتمال وجود و يا چند تعبير از يك موضوع 2
شكل گيري شايعه
شايعه معمولاً در زمينه‌اي از ابهام و تنش كه تحت آن هنجارها يا باورها زير سؤال رود، خطراتي وجود داشته باشد يا رفاه كافي در دسترس مردم نباشد، گسترش مي‌يابد. همه اين وضعيتها باعث نگراني و توجه مي‌شود. اين احساسات انگيزه لازم براي گوش دادن به شايعه و انتقال آن به ديگران را فراهم مي‌آورد.
در انتقال شايعه سه عمل ادراك، به حافظه سپردن و گزارش كردن از فردي به فرد ديگر طي مي‌شود. اين مراحل در روند رواج شايعه از يك فرد به فرد ديگر متناسب با دفعات انتقال، تقويت مي‌شود و به طور طبيعي به كاستني‌ها و افزودني‌هايي بر اصل مطلب مي‌گردد.
بدين‌ترتيب شايعه از مراحل اولية شكل‌گيري تا تبديل آن به گزارش نسبتاً ثابت، با سه روند اصلي زير ارتباط دارد:
1. تسطيح (Leveling) يعني حذف برخي جزئيات كه به نظر ناقلان شايعه ، غير مهم و كم اهميت تلقي مي‌شود. به بيان ديگر ، هر قدر شايعه بيشتر نشر يابد رفته‌رفته كوتاه‌تر و فشرده ‌تر و مختصرتر مي‌گردد.
2. برجستگي (Sharpening) بدين معنا كه برخي جزئيات در طي جريان انتقال شايعه پايداري قابل ملاحظه دارد.
3. همانند سازي (Assimilation) بدين معنا كه ناقلان شايعه براساس منافع خويش موضوع شايعه را مفهوم و متناسب مي‌كنند.
انواع شايعه
پژوهشگران براي تقسيم بندی شايعه تلاش فراوانی كرده‌آند، اما از آنجا كه روابط اجتماعي به هم پيوسته و انگيزه های دروني انسانها متفاوت است . نمي‌توان تقسيمي فراگير به دست داد كه در همه جا قابل استناد و انطباق باشد .
 1. شايعه‌هاي خزنده:
شايعه‌هايي كه به آرامي منتشر مي‌شوند و مردم آن را به طور پنهاني و پچ‌پچ‏كنان و در گوش به يكديگر منتقل مي‌كنند، نهايتاً در همه جا پخش مي‌گردد.
2. شايعه‌هاي تند و سريع:
 شايعه‌هايي است كه چون آتش به خرمن مي‌افتند. اين نوع شايعه‌ها در زماني كوتاه، گروه وسيعي را تحت پوشش ميدهند. آنچه دربارة حوادث و فجايع، پيروزيهاي درخشان يا شكست‌ها در زمان جنگ انتشار مي‌يابد، از اين نمونه است. از آنجا كه اينگونه شايعه‌ها بار هيجاني و عاطفي فراوان دارد و هيجان‏هايي چون وحشت، خشم و خوشحالي ناگهاني ايجاد مي‌كند، موجب بازتاب فوري مي‌گردد.
3. شايعه‌هاي شناور:
اينگونه شايعه‌ها هر گاه شرايط را مساعد بيايد. قوت مي‌گيرد و در غير اين‌صورت مخفي مي‌ماند تا موقعيت فراهم شود. اخبار و مطالبي كه در جنگها پيرامون آلوده‌سازي آبها، وحشي‏گري دشمن در برخورد با زنان و كودكان و مانند آن پخش مي شود، از اين نوع شايعه‌ها است. آلپورت و پستمن در اين باره مثالي آورده‌اند كه خلاصة آن چنين است: سربازي در جنگ جهاني اول به دست نيروهاي آلماني اسير شده بود. پيامي به خانواده‌ خود فرستاده و گفته بود كه تمبر پستي را نگه دارند. از آنجا كه خانواده او مي‌دانستند وي هيچ تمايلي به گردآوري تمبر نداشته، از اين تقاضا تعجب كرده دست به كاوش زدند، چون تمبر را جدا كردند ، ديدند كه پشت تمبر نوشته شده بود ، اسير كنندگان، زبان او را بريده‌اند. اين شايعه در جنگ جهاني دوم نيز رواج يافته بود . حال آنكه به دو دليل شايعه غلط بود : نخست نامه‌هاي اسراي جنگي فاقد تمبر پستي بود ديگر آنكه اگر فرد پس از بريدن زبان ، تحت عمل جراحي فوري قرار نگيرد در اثر خونريزي خواهد مرد.
4. شايعه‌هاي شيطاني:
برخي از شايعه‌ها در زمان اضطراب مردم منتشر مي‌شود. يعني زماني كه همگي از يك چيز ترسيده‌اند و به همين سبب آمادة پذيرش شايعه‌هايي در مورد موضوع ترس خود چنين شايعه‌هايي قوت مي‌گيرد. براي مثال بعد از حملة پاژن به پرل ‌ها ربور (Perl Harbour) مردم وحشت‌زده شدند و شايعه‌هايي مبني براينكه بخش اعظم ناوگان اقيانوس آرام منهدم شده، پخش شد. البته خسارتهاي وارده زياد بود، اما به منظور پنهان نگه داشتن قسمتي از واقعيات و ترس و مردم، حكايتهايي مبالغه‌آميز و باور نكردني، به صورت شايعه منتشر شد. چنين شايعه‌هايي كه بر ترس مبتني است، « شايعه شيطاني» (Rumor Bogey) خوانده مي‌شود.
5. شايعه‌هاي وحشت:
شايعه‌هاي ديگري وجود دارد كه موجب بروز وحشت مي‌شود. كه به آن
« شايعات وحشت » (Panic Rumors) مي‌گويند. مثلاً همزمان با پخش گزارش‏هاي مربوط به شكست يا نزديك شدن سربازان دشمن شايعه‌هايي از اين قبيل مطرح مي‌شود. خطر اين نوع شايعه‌ها آن است كه هر كس شايعه را باور كند، معمولاً رفتارهايي ناگهاني و خشونت‌آميز و توأم با فرار انجام مي‌دهد.
بدين ترتيب، او خود به يك شايعه تبديل مي‌شود و شايعه صورت واقعيت به خود مي‌گيرد چون مردمي هم كه او را مي‌بينيد به فكر فرار و رفتن مي‌افتند.
انتشار شايعه
انتقال يك شايعه فرايندي اجتماعي است كه يك ‌يك افراد مي‌توانند نقش‏هاي متعددي درآن داشته باشند.
عده‌اي از افراد پيام ‌آورند و بر آنچه تكيه كرده‌ و آن را معتبر مي‌دانند، منتقل مي‌كنند.
 عدة ديگر در نقش افراد شكاك ظاهر مي شوند و دربارة آنچه مي‌شنوند، ترديد مي‌كنند.
همچنين، عده‌اي ممكن است به تعبير و تفسير روي بياورند و مترصد اين باشند كه چه رخ مي‌دهد. بالاخره، احتمالاً عده‌اي هستند كه براساس شايعه‌ها تصميم‌گيري مي‌كنند و همين كه شايعه‌اي پخش شد، به اقدامات خاصي دست مي‌زنند.
چرا مردم شايعه را مي‌پذيرند ؟
هر شايعه‌اي براي پخش و پذيرش نيازمند ارتباط با مخاطبين خود است. هر نياز انسان مي‌تواند به شايعه تحرك و پويايي خاصي ببخشد. مثلاً كارمندي كه از گراني به تنگ آمده باشد (نياز)، بيشتر مستعد پذيرش شايعه در مورد بهبود اوضاع اقتصادي به خصوص افزايش حقوق و مزايا است، تا كسي كه اين نياز را ندارد،
 عواملي كه مي‌تواند در انتشار و پذيرش شايعه مؤثر باشد، عبارتند از:

1. تنفر:
تنفر مي‌تواند عاملي براي پخش و پذيرش شايعه باشد. آدمي هنگامي كه از كسي متنفر است و تصورات خود را به گونه‌‌اي زشت دربارة ان ترسيم مي‌كند و بدون هيچ دليل هر خبر منفي را دربارة او مي‌پذيرد. يقيناً شايعه در مورد چنين كسي جنبه‌اي انتقام آميز دارد. مثلاً دانش‌آموزي كه از مدير مدرسه‌اي متنفر باشد، هم زمينة شايعه‌سازي دربارة مدير و هم پذيرش شايعه در مورد او را دارد.
2. پذيرش شايعه براي توجيه خود:
هنگامي كه بدترين چيزها را دربارة ديگران باور مي‌كنيم، در واقع در حال تلاش براي توجيه خود هستيم. اما اگر خود را مقصر بدانيم، آن وقت كمتر مستعد پذيرش شايعه خواهيم بود. پژوهشي كه در آمريكا به عمل آمده، نشان مي‌دهد كساني كه به تبعيض نژادي اعتقاد دارند، سريعاً شايعه‌هايي مربوط به سپاه‌ پوستان درست کرده و منتشر می کنند.
3. شكستن سكوت ملال‌آور:
شايعه گاه براي پركردن سكوتي ملال‌آور نيز به كار مي‌رود. مثلاً وقتي در يك مهماني شركت داشته باشيد كه هنوز همة مهمانها نيامده باشند‌، در بين چند نفري كه دور هم جمع شده و هيچ حرفي براي گفتن نداشته باشند. كافي است يكي سكوت را شكسته بگويد:
« آيا شنيده‌ايد كه ... » به اين ترتيب بازار شايعه داغ مي‌شود و هر كس برای آنكه از معركه عقب نماند، چيزي به آن اضافه مي‌كند و سرانجام بحثي گرم و داغ در برمي‌گيرد كه حتي گذشت زمان هم احساس نمي‌شود.
4. تحريف واقعيت‏ها:
شايعه در نقل دهان به دهان مرتباً تحريف مي شود تا جايي كه نقل قول دست چندم با نقل قول دست اول بسيار تفاوت پيدا مي‌كند. به طوري كه اگر اين شايعه را به سازنده اولي آن بگويند، اونیز از اين تحريف تعجب مي‌كند
! در يك آزمايش « آزموزگاری داستاني را خواند و سپس آن را به ديگري گفت و نفر دوم نيز آن را به سومي گفت و الي‌آخر، تا اينكه چندين نفر داستان را برای همدیگر باز گفتند. در اين تحقيق ديده شد كه چگونه داستان تحريف شد، بسياري از جزئيات آن حذف و مطالب ديگري به آن اضافه شد و در جزئيات موضوع نيز به شيوه‌هاي مختلف تغيير ايجاد گرديد. هر چند اين تحقيق در مورد حافظه انجام گرفته بود، ولي معلوم شد كه حافظه نيز در انتقال شايعه اهميت بسيار دارد».
وﯾﮋﮔﯿﻬﺎي ﺷﺎﯾﻌﻪ ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از:
1-ﻣﻨﺒﻊ ﻧﺎﻣﺸﺨﺺ
2-ﻣﺨﺎﻃﺒﺎن ﻧﺎ ﻫﻤﮕﻮن و ﭘﺮاﮐﻨﺪه
3-ﻣﺠﺮاﻫﺎي اﻧﺘﻘﺎل رﺳﻤﯽ و ﻏﯿﺮ رﺳﻤﯽ
4-ﺷﺒﮑﻪ ﻫﺎي ﭘﺨﺶ ﻧﺎﭘﺎﯾﺪار و زودﮔﺬر
5-ﺳﺮﻋﺖ ﺷﮕﻔﺖ اﻧﮕﯿﺰ
6-ﻣﺤﺘﻮاي ﺗﺎزه و ﺑﻪ روز
9-ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﭘﺬﯾﺮش ﺑﺴﯿﺎر
10-ﻧﺎﻣﻮﺛﻖ ﺗﺮﯾﻦ ﻧﻮع ﺧﺒﺮ
11-اﺑﺰاري ﺑﺮاي ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﻣﺤﺮوﻣﯿﺖ
12-ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﮐﻨﺘﺮل ﺑﺴﯿﺎر دﺷﻮار
13-ﻧﻮﻋﯽ ﻓﺮاﻓﮑﻨﯽ
14-ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺳﺎده
15-ﺑﺎزﺗﺎب ﻏﯿﺮﻗﺎﺑﻞ ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ
16-ﻣﺒﺎرزه ﺑﺎ آن ﭘﯿﭽﯿﺪه اﺳﺖ.
17-ﺑﺪون ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ اﺣﺴﺎس ﮔﻨﺎه
- ﺗﻮﺟﯿﻪ ﺷﺎﯾﻌﻪ ﭘﺮدازان
1-اﯾﺠﺎد ﺑﺪﺑﯿﻨﯽ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺴﻮوﻻن ﯾﮏ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﯾﺎ ﯾﮏ ﺳﺎزﻣﺎن
2-اﻓﺰاﯾﺶ اﺿﻄﺮاب و ﻧﮕﺮاﻧﯽ در ﻣﺮدم
3-ﺗﺮور ﺷﺨﺼﯿﺖ
4-اﯾﺠﺎد ﻓﻀﺎي ﻧﺎﺳﺎﻟﻢ اداري و اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ
5-اﯾﺠﺎد ﺗﻘﺎﺑﻞ و ﺻﻒ ﺑﻨﺪي ﻣﯿﺎن ﻗﺸﺮﻫﺎي ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﺮدم وﯾﺎ ﻣﺮدم وﻣﺴﺌﻮﻟﯿﻦ
6-اﯾﺠﺎد وﺟﺎﻫﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ:
در ﻣﻮاردي ﺷﺎﯾﻌﻪ ﺑﻪ اﻧﺘﻘﺎل دﻫﻨﺪه ﻧﻮﻋﯽ اﻋﺘﺒﺎر ﻣﯽ ﺑﺨﺸﺪ و او را ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻇﺎﻫﺮي و ﻣﻮﻗﺘﯽ ﺻﺎﺣﺐ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ زﯾﺮا ﺑﺎ اﯾﻨﮑﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯽ داﻧﺪ ﻣﻨﺒﻊ اوﻟﯿﻪ ﭘﯿﺎم ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﻮده ﺑﺎ اﯾﻦ ﺣﺎل اﻧﺘﻘﺎل دﻫﻨﺪه ﺷﺎﯾﻌﻪ ﭼﻨﯿﻦ واﻧﻤﻮد ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺧﺒﺮ را ﺧﻮد از ﯾﮏ ﻣﻨﺒﻊ ﻣﻬﻢ و ﺑﺎ ﻧﻔﻮذ ﮐﺴﺐ ﮐﺮده اﺳﺖ.
-
- ﺧﺼﻮﺻﯿﺎت اﻓﺮاد ﺷﺎﯾﻌﻪ ﮔﻮ ، ﺷﺎﯾﻌﻪ ﺟﻮ و ﺷﺎﯾﻌﻪ ﭘﺬﯾﺮ :
 1ﺳﺎده ﻟﻮﺣﯽ و زود ﺑﺎوري
 2ﻧﺎ اﻣﻨﯽ و زود ﺑﺮاﻧﮕﯿﺨﺘﮕﯽ
 3ﭘﺮﮔﻮﯾﯽ و ﮔﺰاﻓﻪ ﮔﻮﯾﯽ.
 4دروﻏﮕﻮﯾﯽ و ﻏﯿﺒﺖ
5ﻋﺪم اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ ﻧﻔﺲ.
6 – ﺧﻮد ﺗﻮﺟﻬﯽ و ﮐﮋاﻧﺪﯾﺸﯽ.
- ﻣﺨﺎﻃﺒﺎن ﺷﺎﯾﻌﻪ
اﻧﺪﯾﺸﻤﻨﺪان ارﺗﺒﺎﻃﺎت، ﻣﺨﺎﻃﺒﺎن ﺷﺎﯾﻌﻪ را ﭼﻨﺪ دﺳﺘﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ:
دﺳﺘﻪ اول ﺑﻪ ﺟﺎي آﻧﮑﻪ ﭘﯿﺎم را ﺑﻪ وﻗﺖ ﭘﺮدازش ﮐﻨﻨﺪ ﯾﺎ در ﻣﻮرد ﺻﺤﺖ آن ﺟﺴﺘﺠﻮ ﮐﻨﻨـﺪ، ﻋـﯿﻦ آﻧﭽﻪ را ﮐﻪ ﺷﻨﯿﺪه اﻧﺪ ﺑﻪ ﺳﺎﯾﺮﯾﻦ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ
 و ﻃﺒﯿﻌﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ دﻗﺖ ﻧﺎﮐﺎﻓﯽ، ﻓﺮاﻣﻮﺷـﯽ، ﻫﯿﺠـﺎن و ... ﺗﺎ ﺣﺪي در آن دﺧﻞ و ﺗﺼﺮف ﻧﯿﺰ ﺻﻮرت ﻣﯽﮔﯿﺮد؛
دﺳﺘﻪ دوم ﺻﻼﺣﯿﺖ ﻻزم ﺑﺮاي درك ﻣﻮﺿﻮع ﻣﻄﺮح ﺷﺪه ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺷﺎﯾﻌﻪ را ﻧﺪارﻧﺪ، اﻣﺎ ﻣﺘﮑـﯽ ﺑـﺮ آراء ﺻﺎﺣب ﻨﻈﺮان ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﺳﻌﯽ در آﮔﺎﻫﯽ از ﺣﻘﯿﻘﺖ ﻣﻮﺿﻮع دارﻧﺪ؛
دﺳﺘﻪ ﺳﻮم اﻓﺮادي ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ از ﺷﺎﯾﻌﺎت ﺑـﻪ ﺷـﺪت اﺳـﺘﻘﺒﺎل ﻣـﯽ ﮐﻨﻨـﺪ و ﺧـﻮد را ﻫﻤﺮﻧـﮓ اﻓـﺮادي ﮐـﻪ ﺷﺎﯾﻌﻪ ﭘﺮاﮐﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺟﻠﻮه ﻣﯽ دﻫﻨﺪ و ﺧﻮد ﻧﯿﺰ از ﺷﺎﯾﻌﻪ ﺳﺎزي درﯾﻎ ﻧﻤﯽ ورزﻧﺪ؛
دﺳﺘﻪ ﭼﻬﺎرم اﻧﺴﺎﻧﻬﺎي آﮔﺎﻫﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﺳﺎدﮔﯽ ﻫـﺮ ﻣﻄﻠﺒـﯽ را ﻧﻤـﯽ ﭘﺬﯾﺮﻧـﺪ؛ ﺑﻠﮑـﻪ ﺗـﻼش درﻣﺒﺎرزه ﺑﺎ ﺷﺎﯾﻌﻪ ﭘﺮاﮐﻨﯽ و ﭘﯿﺸﮕﯿﺮي از آن دارﻧﺪ.
ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ ﺧﻨﺜﯽ ﺳﺎزي و ﻣﺒﺎرزه ﺑﺎ ﺷﺎﯾﻌﻪ
ﻫﻤﻮاره اوﻟﯿﻦ اﻧﺪﯾﺸﻪ واﻧﺘﻈﺎرﻧﻬﺎدﻫﺎ واﻓﺮاد ذﯾﺮﺑﻂ درارﺗﺒﺎط ﺑﺎ اﺧﺒﺎر ﻧﺎدرﺳﺖ وﺷﺎﯾﻌﺎت   ﺑﯽ اﺳﺎس ﮐﻪ ﻧﺴﺒﺘﺎ ﻓﺮاﮔﯿﺮ ﺷﺪه ﻗﺒﻞ از ﻫﺮﭼﯿﺰ ﺧﻨﺜﯽ ﻧﻤﻮدن آن اﺳﺖ.ﺑﺮاي ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺷﺎﯾﻌﻪ اي ﮐﻪ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻼﺣﻈﻪ اي در ﺟﺎﻣﻌﻪ ﮔﺴﺘﺮش ﯾﺎﻓﺘﻪ وﺑﺮاي ﺗﻼش در ﮐﺎﻫﺶ ﻧﯿﺮو وداﻣﻨﻪ ﺗﺨﺮﯾﺐ آن ﻣﯽ ﺗﻮان ﺑﻪ ﺷﯿﻮه ﻫﺎي زﯾﺮ ﻋﻤﻞ ﻧﻤﻮد
1-ﺑﯽ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﺑﻪ ﺷﺎﯾﻌﺎت ﺿﻌﯿﻒ وﻋﺪم ﺗﮑﺮار ﺷﺎﯾﻌﻪ
2-ﺣﻀﻮر ﻣﺴﻮوﻻن در ﻣﯿﺎن ﻣﺮدم وﺑﺮﮔﺰاري ﺟﻠﺴﺎت ﺣﻀﻮري وﮔﻔﺖ وﺷﻨﻮدﺻﻤﯿﻤﯽ
3-ﭘﺮﻫﯿﺰ از ﺷﻌﺎرﻫﺎي ﺑﺪون ﻋﻤﻞ
4-اراﯾﻪ ﺑﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺧﺒﺮ و ﭘﺮﻫﯿﺰ از وﺟﻮد ﺳﺎﻧﺴﻮر در اﻃﻼع رﺳﺎﻧﯽ
5-اراﯾﻪ ﯾﮏ ﺗﺤﻠﯿﻞ و ﺟﻤﻊ ﺑﻨﺪي ﻣﺸﺨﺺ از ﺷﺮاﯾﻂ ﺣﺎﮐﻢ ﺑﺮ ﮐﺸﻮر و در ﻣﯿﺎن ﮔﺬاﺷﺘﻦ واﻗﻌﯿﺎت و ﻣﺸﮑﻼت ﺑﺎ ﻣﺮدم .
6-ﺗﺎﯾﯿﺪ ﺣﻘﺎﯾﻖ
7-اﻗﺪاﻣﺎت ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ
============
- راه ﺣﻞ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺷﺎﯾﻌﻪ
راه حل های ﮐﻪ ﺑﺮاي ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺷﺎﯾﻌﻪ از ﺟﺎﻧﺐ اﻧﺪﯾﺸﻤﻨﺪان ارﺗﺒﺎﻃﺎت ﭘﯿﺸﻨﻬﺎد ﺷﺪه ﻋﺒﺎرﺗﻨﺪ از:
1- در ﺳﻄﺢ ﻣﻠﯽ، آﮔﺎه ﻧﮕﺎه داﺷﺘﻦ ﻣﺮدم ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ روﯾﺪادﻫﺎي اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، اﻃﻼع رﺳـﺎﻧﯽ ﺳـﺮﯾﻊ و ﺻـﺤﯿﺢ ﮐﻪ اﯾﻦ اﻣﺮ زﻣﯿﻨﻪ اﻋﺘﻤﺎد ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﺑﯿﻦ دوﻟﺖ و ﻣﻠﺖ را ﻓﺮاﻫﻢ ﺳﺎﺧﺘﻪ و ﻣﻨﺒﻊ ﻣﻮﺛﻖ اﺧﺒﺎر اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ از ﺳﻮي دوﻟﺖ زﻣﯿﻨﻪ ﺑﺴﯿﺎري از ﺳﻮء ﺗﻔﺎﻫﻤﺎت و اﺧﺒﺎر ﻧﺎدرﺳﺖ را از ﺑﯿﻦ ﻣﯽ ﺑﺮد.
2- ﺳﻔﺎرش در زدودن ﻧﮕﺮاﻧﯽ ﻫﺎي اﺿﻄﺮاب ﻫﺎي ﻋﻤﻮﻣﯽ، ﮔﺎم ﻣـﺆﺛﺮي در ﭘﯿـﺸﮕﯿﺮي از ﺷـﺎﯾﻌﺎت اﺳـﺖ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ ﺷﺎﯾﻌﺎت ﻫﻨﮕﺎم ﺑﻬﺒﻮد ﻧﺴﺒﯽ اوﺿﺎع، ﮐﻤﺘﺮ زﻣﯿﻨﻪ ﺑﺮوز و ﻇﻬﻮر ﭘﯿﺪا ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.
3- ﺗﻌﻤﯿﻖ ﺑﯿﻨﺶ ﻣﺮدم و اﻓﺰاﯾﺶ ﺑﺼﯿﺮت اﻓﺮاد ﺑﺎ اﺟﺮاي ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺳﺎزي و آﻣﻮزش ﻫﻤﮕﺎﻧﯽ راﻫﺒﺮدي ﺑﺮاي ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﻣﺎﻫﯿﺖ ﺷﺎﯾﻌﻪ و ﺗﻘﻮﯾﺖ ﺗﻮاﻧﺎﯾﯽ اﻓﺮاد در ﺳﻨﺠﺶ ﺻﺤﺖ و ﺳـﻘﻢ ﻗﯿـ ﺎم ﻫـﺎ ﻣـ ﯽ ﺑﺎﺷـﺪ . ﭘـﺮورش ﺗﻔﮑـﺮ ﻣﻨﻄﻘﯽ در آﺣﺎد ﺟﺎﻣﻌﻪ و ﺗﻌﺎﻟﯽ اﺧﻼق دﯾﻨﯽ، راﻫﮑﺎري ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮاي ﭘﯿﺸﮕﯿﺮي از ﺷﺎﯾﻌﻪ ﺳﺎزي اﺳﺖ. ﺑﺮﺧﯽ دﯾﮕﺮ ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﺷﺎﯾﻌﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ اﻣﺮ ﻣﺬﻣﻮم ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻠﮑﻪ در ﺑﺮﺧﯽ ﻣﻮاﻗﻊ ﮐﺎ رﮐﺮد دارد و از واﻗﻌﯿﺎﺗﯽ دم ﻣﯽ زﻧﺪ ﮐﻪ ﺻﺮاﺣﺘﺎً ﮔﻔﺘﻪ ﻧﻤ ﯽﺷﻮد. رﺳﺎﻧ ﻪﻫﺎي ﮔﺮوﻫﯽ در ﺑﺴﯿﺎري ﻣﻮاﻗﻊ ﺑـﻪ دﻟﯿـﻞ ﻣـﺼﻠﺤﺖ ﻧـﺴﺒﯽ از ﺑﯿـﺎن
ﺑﺮﺧﯽ واﻗﻌﯿﺎت ﺧﻮدداري ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ در اﯾﻦ ﻣﻮاﻗﻊ ﺷﺎﯾﻌﻪ ﮐﺎرﮐﺮد ﭘﯿﺪا ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. اﻣﺎ در اﯾﻦ ﻣﻮاﻗﻊ ﻧﯿﺰ ﺟـﺴﺘﺠﻮ ﺑﺮاي درﯾﺎﻓﺖ ﻣﻨﺒﻊ و ﻓﺮﺳﺘﻨﺪه ﭘﯿﺎم ﺿﺮوري ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽرﺳﺪ.